بررسی ۶ عامل موفقیت بستنی نعمت در گفتگو با داود رضایی بنیانگذار بستنی نعمت

0

۱. فکر کردن در هر کاری بسیار مهم است

مشکل اساسی ما این است که به کار خود فکر نمی‌کنیم. خاطره‌ای بگویم، در شرکتمان هر روز می‌دیدم که آبدارچی می‌اید و برای ناهار هر روز از پرسنل سوال می‌کند که شما امروز چه می‌خورید؟ بعد زنگ می‌زد و غذا سفارش می‌داد بعد از تحویل غذا هم همه حواسش به این بود که غذاها اشتباه نشود. روزی آبدارچی را صدا کردم و گفتم یک برنامه غذایی بنویس که شنبه تا پنج‌شنبه غذاها به ترتیب و با نظم خاصی نوشته شود.
بعد از اینکه غذاها را در مقابل ایام هفته نوشتی ببر و تاییدیه پرسنل را بگیر. بعد به مطبخ بگو روزانه به این میزان و به این تعداد غذا می‌خواهیم اگر کمتر یا بیشتر شد به شما زنگ خواهیم زد و برنامه‌ای ترتیب بده تا سرساعت یک غذا در شرکت حاضر باشد آنوقت دیگر پیش نمی‌آید که مثلاً غذای آقای شیرمحمدی با آقای خزایی عوض شود.
بعداً که این برنامه اجرا شد آبدارچی آمد و بسیار تشکر کرد و گفت خدا پدرت را بیامرزد چقدر کارهای من راحت شد. به او گفتم اگر من آبدارچی هم می‌شدم آبدارچی موفقی می‌شدم. باید برای کارمان هر لحظه فکر کنیم.
چیزی که ما باید یاد بگیریم فرقی نمی‌کند شغل ما چیست، نویسنده، کارآفرین، روزنامه‌نگار، آبدارچی و … این است که به کار خود فکر کنیم.
وقتی شما دقیق به کار خودتان فکر کنید پیشرفت خواهید کرد. در هر کاری که هستیم در آن کار فکر کنیم.

۲. تلفن همراه آفتی برای تفکر است

در کارخانه ما و در شرکت ما استفاده از تلفن همراه و اینترنت همراه مطلقاً ممنوع می‌باشد. این دو آفت جامعه ماست و کلاً فکر مردم ما را تعطیل کرده است، من خودم گوشی هوشمند دارم ولی هیچ وقت همراهم نیست. چند بار به واسطه‌ی اینکه از تلگرام گوشی می‌خواستم استفاده کنم و عکس محصولات و کارخانه را به جایی بفرستم مجبور شدم گوشی هوشمند را استفاده کنم. روی دیوار کارخانه بنر زده‌ام استفاده از موبایل مطلقا ممنوع می‌باشد.
در ابتدای کار لفن همراه از کارمندان و مدیران گرفته می‌شود و در محل مخصوص در نگهبانی به صورت امانت نگه داشته می‌شود، استفاده از تلفن شرکت برای عموم کارگران آزاد می‌باشد. همه برنامه من این است کارگرها، کارمندان و مدیران یاد بگیرند که چه کاری انجام دهند.

۳. طعم ویژه بستنی نعمت

بارها در مورد تفاوت نیمرو اعضای خانواده در کتاب قدر رویاهایت را بدان! صحبت کردم. تخم مرغ، روغن و نمک. چرا ۵ نفر در یک خانواده به طعم خاصی آنرا درست می‌کنند؟

برای دانلود بخش‌هایی از کتاب قدر رویاهایت را بدان! اینجا کلیک کنید.

اجازه دهید یک مثال دیگر بنم مثلا چای دم کردن. همه بلدند چای دم کنند. اما باز هم طعم چای هر کسی فرق می‌کند. این‌ها در صنعت فرایند نام دارد. کمر کسی در صنت به این مسائل باور دارد و انجام می‌دهد. بستنی فقط شیر، شکر، خامه و.. نیست. من می‌ویم هر موادی را دقیقا کی اضافه کنید. با چه ظرفی در چه دمایی، گلاب را چطوری اضافه کنی. زعفران کم یا زیاد … یه سری‌ها می‌گویند اگر قرار است با هم مخلوط شوند ه فرقی می‌کند! ما به دنبال فرایندها هستیم. در درجه بعدی به دنبال مواد اولیه با کیفیت هستیم. البته عشق به کار هم خیلی مهم است.
غذایی که کدبانو خانه با عشق می‌پزد چگونه می‌شود. خوشمزه‌تر می‌شود. بارها این تفاوت‌ها را دیده‌ام. کسی که با حالت اجبار درست می‌کند کجا و آن کسی که با عشق تمام برای غذا وقت می‌گذارد کجا؟
فرایند تا جایی مهم است که حتی اگر امروز شکر را با دسست راست هم زدی و ۲۰ دور جرخاندی فردا هم دقیقا با دست راست و ۲۰ دور بچرخانی نه کم و نه زیاد. فرآیند همیشه باید حفظ شود نباید فردی تنبلی کند بگوید سه دور هم جواب می‌دهد.

۴. افزودن محصول جدید در کنار بستنی و فالوده

معمولا برندهای معروف تک محصولی هستند. مثل اکبر جوجه، البته در مقطعی اکبر جوجه نمایندگی داد و نمایندگی نتوانست تک محصولی بودن را تحمل کند. چلو کباب، ششلیک و غیره آوردند که باعث افت برند شد. هایدا و آیدا فقط غذای سرد داشتند از زمانی که غذای گرم آوردند و به بقیه واگذار کردند افت کردند. به خاطر همین فرانچایز در ایران سخت است. چون همه خواهان برند شما هستند و هیچ چیز شما را قبول ندارند.
وقتی شما دوتا محصول دارید تمام نیرو و انرژی را روی آن می‌گذارید، اما اگر ده تا محصول باشد نمی‌توانید تمرکز کنید. با داشتن محصول کم حرفه‌ای آن کار می‌شوید. مثلا ساندویچی که فقط همبرگر دارد می‌داند که چه گوشتی مصرف کند. کدام قسمت گوسفند، چگونه بژزد. چقدر پیاز بزند… اما با آمدن ساندویج‌های دیگر سخت تمرکز می‌کند. هشتاد درصد موفقیت برندها روی تک محصولی بودنشان است.

هشتاد درصد موفقیت برندها روی تک محصولی بودنشان است.

۵. در اخراج کارکنان ضعیف و کم کار بی‌رحم باشید

من قبل از اینکه وارد صنعت شوم تنها یک کارگر اخراجی داشتم شاید حدود چهار هزار نفر پیش من کار کرده بودند و فقط یک نفر اخراجی داشتم مگر اینکه کسی خودش بخواهد از پیش ما کار نکند من کسی را اخراج نمی‌کردم ولی در صنعت که وارد شدم. دیدم صنعت با صنف اصلا قابل قیاس نیست و نیرویی که نمی‌تواند باید اخراج شود، در سال‌های اول حدود ۳۰ نفر اخراج کردم. الان جوری شده که همه پرسنل می‌دانند که با آنها بگو و بخند می‌کنم، رفاقت می‌کنم، جدیدا طور تفریحی، بلیط استخر، پارک ابی هم می‌رویم ولی میدانند ملاک اصلی من چیست و این رفاقت باعث نمی‌شود فردا در کارخانه کم کاری شود.
در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیدم که در صنعت واقعا باید بی رحم باشم یعنی اگر دلسوزی بیجا بکنیم یا دل رحم باشیم حتی یک نفر هم ممکن است باعث شود فردا روز صد نفر از نان خوردن بفتند.

۶. مشکلات اغلب شرکت‌های ایرانی نبود سیستم دقیق است

به جرئت می‌توانم بگویم از صد شرکت ایرانی نود و پنج شرکت از این قبیل مشکلات را دارند، مثلا مدیر کالایی را می‌خرد وارد کارخانه می‌کند به عنوان مثال کره و شکر وارد شده ومصرف شده و چیزی از آن باقی نمانده است حالا کسی که جنس‌ها را به ما فروخته است پولش را می‌خواهد، می‌گفتیم پول چی؟ می‌گفت کره فرستادم برای شما، کدام کره؟ در سیستم نگاه می‌کردیم می‌دیدیم اصلا ثبت نشده است که این بنده خدا برای ما دو تن کره فرستاده است، می‌پرسیدیم کره کجاست؟ می‌گفتند مصرف کردیم و تمام شد.
از آن به بعد رسیدیم به جایی که مثلا یک کارتن بستنی از کارخانه خارج شده است واحد مالی آن را ثبت می‌کند، واحد فروش ثبت می‌کند، واحد انبار ثبت می‌کند، حالا اگر مثلا حراست یک کارتن آن را بالا و پایین بنویسد همه واحدها می‌فهمند امروز حراست اشتباه کرده است، ما اول گزارش را درست کردیم و گفتیم با درست کردن گزارشات تمام مشکلات ما حل می‌شود و بعد دیدیم نه باز هم کار ما گیر دارد و مشکل ما حل نشده است، بنابراین امدیم و شرح وظایف را برای پرسنل نوشتیم گفتیم با این شرح وظایف دیگر تمام مشکلات کارخانه حل می‌شود باز هم دیدیم مشکل با شرح وظایف حل نشد.
یک نکته وجود دارد که به آنها می‌گویند بایدها ونبایدها، در کنار شرح وظایف بایدها و نبایدها را نیز اضافه کردیم.
فلسفه این آیتم این بود که نیروی جدیدالورود که وارد شرکت شد شرح وظایف را بخواند و اطلاعاتی که بر فرض مثال کارمند قبلی در یک سال تجربه به دست آورده بود. در دو روز این تجربه‌ها را به دست آورد. در این شرح وظایف حتی مشخص شده است که فرد کجاها باید ریسک کند و در چه جایی نباید ریسک کند. چه چیزهایی را باید بگوید و چه چیزهایی را نباید بگوید.

درباره سیستم‌سازی پیشنهاد می‌کنم حتما کتاب سیستم سازی را مطالعه نمایید، برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

چرا نظرتان را نمی نویسید؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود.
از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید.