4 بعد شخصیتی یک کارآفرین

چهار بُعد شخصیتی کارآفرین

در ایجاد یک کسب‌وکار جدید، چهار بُعد شخصیت کارآفرینی نقش اصلی را ایفا می‌کنند. این چهار بُعد عبارتند از: رؤیاپرداز، اندیشمند، قصه‌گو و رهبر. پی بردن به نقش هرکدام از آن‌ها در فهم یک کسب‌وکار بسیار مهم است.

رؤیاپرداز

عجیب است که در میان ابعاد شخصیتی کارآفرین، رؤیاپرداز نسبت به بقیه ناشناخته‌تر بوده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. شاید فکر کنید این عبارت دقیقاً خلاف طبیعت کارآفرین است، زیرا همه می‌دانند که کارآفرین رؤیاپردازی می‌کند. اما توجه داشته باشید افراد بسیار کمی هستند که به راستی معنای رؤیاپردازی را درک کرده‌اند. اکثر مردم فکر می‌کنند رؤیاپردازی همان خیال‌بافی و اندیشیدن به مسائل حسرت‌بار است. دکتر مارتین لوتر کینگ رؤیای کاملاً شفافی داشت اما افراد بسیار کمی هستند که دارای چنین رؤیایی باشند رؤیایی که آن‌ها را به حرکت وادار کند، حاضر باشند وقت و انرژی خود را صرف آن کنند، آن‌ها را در شب بیدار نگه دارد و در مجموع رؤیایی که همانند رؤیای دکتر لوتر کینگ باشد.

آیا رؤیاپردازی در درونتان وجود دارد که به هنگام ظهور هدف اصلی‌تان – که به خاطر آن بر روی زمین قدم گذاشته‌اید – آن را کشف نماید؟ رؤیاپرداز خلاق و بیدار درون شما که برای تحقق رؤیای او تمام تلاش خود را خواهید کرد چه کسی است؟ تنها سؤالی که برایتان پیش می‌آید این است که چه وقت و چگونه برای محقق کردن رؤیایش اقدام کنید. رؤیاپردازی که در مرکز وجود شما قرارگرفته چه کسی است؟ البته منظورمان کسی نیست که رؤیای خرید خانه جدید یا سفر به هاوایی و یا میلیونر شدن و یافتن همسر مورد علاقه‌اش را در سر می‌پروراند، بلکه منظور آن  رؤیاپردازی است که در قلب کارآفرین جا گرفته است. بدون وجود چنین رؤیاپردازی کارآفرین زندگی واقعی خود را نخواهد داشت و مجبور است برای تسکین دادن خود یا از بین بردن دردی که به خاطر از دست دادن فرصت‌ها در او ایجادشده متوسل به دل مشغولیات زندگی شود. این رؤیاپرداز زندگی‌ای را به تصویر می‌کشاند که در آن  رؤیاهای کوچک نه‌تنها ارزش ندارند، بلکه موجب حواس‌پرتی و گیجی می‌شوند. رؤیاپرداز مورد نظر ما بر روی قله تخیل ایستاده و رؤیاهایی خلق می‌کند که تا آن موقع وجود نداشته است. همه ما چنین رؤیاهایی را در سر داشته‌ایم، اما از ترس اینکه مبادا نتوانیم آن‌ها را به حقیقت تبدیل کنیم از آن‌ها دوری کرده‌ایم.

اندیشمند

اندیشمند مهم‌ترین همراه و متحد رؤیاپرداز است. او با دقت به افکار رؤیاپرداز گوش می‌دهد و می‌داند اگر نباشد، رؤیاپرداز کاملاً سرگردان شده و موفق نخواهد شد به آرزوهایش برسد. اندیشمند کسی است که به چگونگی اجرای کار می‌اندیشد، اما رؤیاپرداز شخصی است که چیزهای مختلف را در رؤیای خود می‌پروراند. اندیشمند سؤالاتی می‌پرسد که برای ایجاد مدل کسب‌وکار، جنبه ظاهری، احساسی، عملی و مالی رؤیا و تأثیر آن بر روی مشتریان، سرمایه‌گذاران، کارمندان، تأمین‌کنندگان و شرکای استراتژیک بسیار ضروری هستند سؤالاتی از قبیل:

  • مزیت بی‌نظیر یک کسب‌وکار چیست؟
  • محصول آن کسب‌وکار چیست؟
  • چگونه محصول تحویل مشتری داده می‌شود؟
  • فرضیه‌های اجرایی آن کسب‌وکار چه هستند؟
  • این کسب‌وکار قصد دارد چه مشکلاتی را برطرف سازد و چگونه این کار را انجام می‌دهد؟
  • آیا حل آن مشکلات از لحاظ مالی مقرون‌به‌صرفه است؟

البته فکر نکنید که اندیشمند قصد دارد با رؤیاپرداز به مخالفت برخیزد، بلکه می‌خواهد او را کمک کند تا رؤیاهایش را از راه‌هایی تحقق بخشد که حتی ممکن است به فکرش هم خطور نکند. هدف آن است که با اتحاد اندیشمند (استعدادهای قسمت چپ مغز) و رؤیاپرداز (استعدادهای قسمت راست مغز) بهترین راه‌حل برای رسیدن رؤیاپرداز به رؤیاهایش حاصل شود. وقتی رؤیاپرداز با اندیشمند مشورت می‌کند نتیجه آن مشورت خلق رؤیایی کاملاً منطقی و کارآمد است. درخواست‌های رؤیاپرداز از اندیشمند شامل این موارد است: «مزیت‌های مالی، کاربردی، بازاریابی و بازرگانی یک کسب‌وکار اگر به روشی خاص صورت پذیرد چیست؟ آیا روش‌های دیگری که من از آن‌ها اطلاعی ندارم برای رسیدن به اهداف مورد نظر و تحقق رؤیاهایم وجود دارد؟»

اندیشمند از حل کردن مسائلی که کار رؤیاپرداز را آسان می‌کند لذت می‌برد. نتیجه مشارکت اندیشمند در فرآیند کارآفرینی این است که اندیشمند با آوردن استدلال‌هایی روشن و منطقی به رؤیاپرداز کمک می‌کند تا کسب‌وکار رؤیایی خود را به طور واقعی طراحی کند.

قصه‌گو

نام دیگر قصه‌گو، مجری است. او با نحوه بیان رؤیا حضار را به هیجان می‌آورد. قصه‌گو می‌داند اگر رؤیا تبدیل به یک داستان جالب و مهیج نشود کسی آن را باور نمی‌کند در نتیجه آن رؤیا به حقیقت تبدیل نمی‌شود. او آرزوی رؤیاپرداز و تدوین و تنظیم آن آرزو به کمک اندیشمند را مورد کندوکاو عمیقی قرار می‌دهد و در بطن هر داستان بی‌نظیری، به دنبال جرقه خلاقیت می‌گردد. قصه‌گو رؤیا را بیان می‌کند و داستان را با آهنگ می‌خواند تا تأثیر آن بر روی طیف وسیعی از مردم را مورد آزمایش قرار دهد. منظور از مردم افرادی هستند که قرار است مشتری احتمالی باشند و یا حتی ممکن است فقط حضاری باشند که عاشق داستان‌های خوب و جالبند بعضی از این افراد با قصه‌گوی داستان ما آشنا هستند و یا ممکن است در گذشته با او ملاقاتی هم داشته‌اند. به ‌هر حال قصه‌گو نمی‌تواند بدون حضور افراد جامعه، هویت واقعی‌اش را مورد آزمایش قرار دهد. این افراد هستند که تعیین می‌کنند، آیا داستان نقل‌شده درست به نظر می‌رسد یا بی‌پایه و اساس است. از نظر قصه‌گو یک داستان جالب و مهیج جوهر زندگی است و از نظر رؤیاپرداز و اندیشمند، قصه‌گو عاملی است که از طریق آن جرئت پیدا می‌کنند تا ناگفته‌های خود را بیان نمایند.

رهبر

رهبر، مسئول هدایت رؤیا به سمت جلو است و متعهد می‌شود تا آن را به حقیقت تبدیل کند همچنین او در مورد اتفاقات زیر مسئول است:

  • جایی که رؤیا را با خودش می‌برد
  • نحوه رفتنش به آنجا
  • زمان حرکتش به آنجا
  • و در نهایت وقتی به آنجا می‌رسد، کسب‌وکارش به چه صورت است.

مسئولیت دیگر رهبر تصور شرکتی است که قرار است تأسیس گردد و پس‌ از آن تلاش برای ایجاد آن است. رهبر از داستان آگاهی دارد، آن را می‌خرد، با آن زندگی می‌کند، به آن متعهد می‌گردد و آن را در شرایط واقعی و ملموس بیان می‌کند. شرایطی که گواهی می‌دهد آن داستان چیزی فراتر از یک داستان معمولی است و در حقیقت واقعیت ملموسی است که می‌توان تجربه کرد و با آن زندگی کرد. رهبر شور و اشتیاق رؤیاپرداز، هوش اندیشمند و شادابی قصه‌گو همه را با هم دارد. او خبر دارد که تمام کارهای بزرگ نتیجه کارهای کوچکی هستند که به خوبی اجرا شده‌اند. رهبر دارای پنج مهارت ضروری

  • تمرکز
  • تشخیص
  • سامان‌دهی
  • نوآوری
  • اطلاع‌رسانی

است. او با کمک این مهارت‌ها باعث می‌شود تا تمام کارهای بزرگ را به انجام برساند. اگر رهبر در هرکدام از این مهارت‌ها مشکلی داشته باشد باید سعی کند تا آن مشکل را رفع کرده و بر آن مهارت تسلط پیدا کند. او باید بداند که اگر بخواهد مأموریتش به خوبی اجرا شود، بایستی بسیار فراتر از توانایی‌های کنونی‌اش عمل کند و همیشه خود را در بهترین حالت ممکن قرار دهد. بنابراین آماده بودن یک رهبر از مشخصه‌های بسیار ارزشمند اوست. رهبر همچنین می‌داند زمانی که رؤیاپرداز، اندیشمند و قصه‌گو جایگاه او را آماده می‌کنند تمام موفقیت آن کسب‌وکار مورد نظر، بر دوش او سوار می‌شود. زیرا او رؤیای رؤیاپرداز را باور کرده، منطق اندیشمند را پذیرفته و داستان قصه‌گو را ملکه ذهن خود ساخته است. اما این‌ها برای تحقق پیدا کردن یک رؤیا کافی نیست و اکنون نوبت اوست تا داستان را به بهترین نحو ممکن عملی کند. تمام چیزها در نهایت به رهبر ختم می‌شود. اگر قرار باشد رؤیا تبدیل به حقیقت شود نقش رهبر را باید کاملاً جدی گرفت.

2 پاسخ
  1. فريبا سرابى says:

    خیلی دوست دارم که این خانم که از کودکی تمام بدمش سوخته با من تماس بگیرد
    میخواهم از ایشون دعوت کنم تا در یک گرد همایی برای خانم ها صحبت کند

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *