موفق‌ترین کسب‌وکار دنیا

موفق‌ترین کسب‌وکار دنیا – بخش اول

می‌خواهم در سفری پرماجرا، با من همراه شوید.

مهم نیست که شما صاحب یک کسب‌وکار مستقل باشید یا صاحب یک نمایندگی.

مدیر یک اداره، یک بخش، یک سازمان باشید و یا کار آزاد داشته باشید. حتی اگر در ذهن خود، فکر راه‌اندازی یک کسب‌وکار را می‌پرورانید، می‌توانید با من همراه شوید. در این سفر با تجربیاتی که به دست می‌آورید، بینش، فهم، قوانین، روش‌ها، طرز فکر و دیدگاه لازم برای ساختن یک شرکت جهانی را به دست خواهید آورد.

مهم نیست شرکت شما متشکل از سه نفر باشد یا سه هزار نفر. مهم کاری است که شما قصد دارید انجام دهید و مهم‌تر از این‌ها، روش‌های منحصربه‌فردی است که به‌وسیله آن‌ها قرار است کار مورد نظر را انجام دهید.

با تجربیاتی که به دست آورده‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که اکثر کسب‌وکارهای موفق – دانسته یا ندانسته – مطابق با اصول و روش‌هایی عمل کرده‌اند که قصد دارم در این سفر شما را با آن‌ها آشنا ‌کنم. جالب‌تر آنکه صنایع یا شرکت‌هایی که در طول این چند سال مدیریتشان را بر عهده داشتم با هر اولویتی که صاحب آن کسب‌وکارها در نظرشان بوده، با اجرای این روش‌ها به موفقیت قطعی دست‌یافته‌اند. همین تجربیات ثابت کرده که میزان محترم شمردن قوانین کلی بازی (اجرای روش‌ها) با میزان رونق کسب‌وکارشان، رابطه مستقیم داشته است؛ یعنی هر زمان که صاحبان کسب‌وکار از این اصول و روش‌ها غافل شده‌اند یا با چنگ و دندان با آن مبارزه کرده‌اند، هیچ نتیجه خوشایندی نصیبشان نشده، درصورتی‌که اگر با اصول پیش می‌رفتند به‌راحتی موفق می‌شدند؛ پس با بررسی نتایج خوشایند یک کار می‌توان پی برد که آن‌ کار تا چه میزان با اصول پیش رفته است.

این سفر شمارا به دنیایی سرشار از خلاقیت، اما بسیار دشوار می‌برد تا ابزار، ایده‌ها، بینش، روش‌ها، سیستم‌ها و انگیزه‌ای که شما لازم دارید را برایتان فراهم کند. آن‌وقت شما هر آنچه را که من می‌گویم، یا هر آنچه قصد دارید انجام دهید، تلفیق خواهید کرد و از این طریق کارآفرینی را وارد زندگی خود و کارمندانتان می‌کنید.

بله درست حدس زدید. سفری که پا به آن گذاشته‌اید، «سفر کارآفرینی» است.

زیباترین لحظه‌های زندگی من، زمانی است که صاحب یک کسب‌وکار با حمایت مشاورش و استفاده از دیدگاه‌ها و موارد آموزشی او، به موفقیت دست می‌یابد و زندگی خودش را وقف حمایت مداوم و تبلیغ درباره بینش، شور و اشتیاق، هدف و روش‌های کارآفرینی می‌کند. آن‌ها پس از اجرای اصول و روش‌ها و کسب موفقیت، به تجربیاتی دست‌یافته‌اند که با عقاید سنتی مربوط به کارآفرینی مغایرت دارد.

اعتقادات سنتی این است:

·         کارآفرینان ساخته نمی‌شوند، بلکه متولد می‌شوند.

·         افراد بسیار کمی دارای صفات و ویژگی‌های مختص کارآفرینی هستند.

·         کارآفرینی یک هنر است، نه یک علم.

و تجربیات جدید تمام این اعتقادات را زیر سوال برده است. (بیشتر بدانید: ۵ واقعیت درباره کارآفرینی)بر اساس این تجربیات، ثابت‌شده که در وجود تمام انسان‌ها، به‌مثابه یک کوه آتشفشان، مرکزی خلاق و نهفته با میلی شدید وجود دارد که با آموزش، تمرین و برنامه درست می‌توان باعث فوران آن شد.

در آن هنگام است که انسان می‌تواند کارهایی انجام دهد که خارج از تصور ماست. همان کارهایی که فقط کارآفرینان واقعی قادر به انجامش هستند. با این اکتشاف، روش زندگی‌تان تغییر خواهد کرد؛ یعنی کارآفرینی در درون، قالب و ذات شما زنده خواهد شد و قدرت بی‌نهایت آن، چنان شور و هیجانی را در وجودتان ایجاد می‌کند که اجازه ساکن بودن را به شما نمی‌دهد.

من همیشه به افراد مختلف پیشنهاد می‌کنم تا به درب‌های بسته درونشان، اجازه باز شدن بدهند و از طرفی فرآیندی را بکار بگیرند تا فوران و هیجان ایجادشده را به‌خوبی کنترل کنند.

اگر ما این شور و هیجان را کارآفرینی بنامیم، پس می‌توانیم برنامه و فرآیندی که این فوران را کنترل می‌کند را «فرآیند تسلط بر کارآفرینی» نام‌گذاری کنیم.

این برنامه باید باهدف پرورش استعدادهایی که خداوند در نهاد ما قرار داده طراحی شود. استعدادهایی که وقتی با فرآیندی دقیق شکوفا می‌شوند، پتانسیل ساختن یک شرکت جهانی را دارند. شرکتی که بر اساس کارآفرینی ساخته می‌شود.

اولین سؤالی که ممکن است در اینجا مطرح شود این است که چرا یک شرکت جهانی؟ و یا منظور از «شرکتی بر اساس کارآفرینی» چیست؟

قبل از این‌که به این سؤالات پاسخ دهیم، ابتدا می‌بایست به تعریف مفهوم واژه کارآفرینی و شناخت فرد کارآفرین بپردازیم.

در معنای لغوی کارآفرینی این‌گونه تعریف می‌شود: خلق ارزش جدید از طریق یک فعالیت متعهدانه، با در نظر گرفتن ریسک‌های ناشی از آن فعالیت.

باکمی تأمل روی این تعریف، متوجه می‌شویم که کارآفرینی یک علم، یک توانایی و یک استعداد است که میزان و اندازه آن می‌تواند در افراد مختلف متفاوت باشد. فرق دارد که شما مالک یک سوپرمارکت باشد یا مالک یک مرکز پخش مواد غذایی که چندین هزار سوپرمارکت را تغذیه می‌کند، فرق دارد که شما مالک یک اغذیه‌فروشی بزرگ باشید یا مالک یک زنجیره‌ی چند هزاری از اغذیه‌فروشی‌های کوچک.

متأسفانه امروزه در کشور ما، برداشت غلطی از واژه کارآفرینی شده است و به هر شخصی که شغلی را راه‌اندازی می‌کند و تعدادی کارمند برای انجام امور آن شغل به خدمت می‌گیرد، کارآفرین می‌گویند.

پس در پاسخ به سؤال اول می‌گویم: خاصیت منحصربه‌فرد یک کارآفرین این است که حدومرزی برای تصورات و توانایی‌های خود در نظر نمی‌گیرد، همان‌طور که ما نمی‌توانیم برای توانایی‌ها، استعدادها و علم یک فرد حدومرزی تعیین کنیم. با توجه به تعریف کارآفرینی، هدف خلق ارزش است. وقتی ملاک خوب یا بد بودن هر چیز را ارزش آن چیز مشخص می‌کند، پس ارزشِ «ارزش» را با چه معیاری می‌توان اندازه گرفت؟

مطمئناً شما جوابی برای این پرسش ندارید. کلید سؤال اول هم در همین است. ارزش نامحدود است. پس وسعت یک کسب‌وکار هم می‌تواند نامحدود باشد. پس جهانی‌شدن یک کسب‌وکار به معنی نامحدود بودن آن است. یعنی می‌توان یک کسب‌وکار را طوری برنامه ریزی کرد که حد و مرزی برای وسعت آن وجود نداشته باشد. اما پاسخ سؤال دوم: هرگاه ارکان یک شرکت که شامل نیروها، تجهیزات، محصولات و … است، بر پایه تفکرات و ایده‌های یک کارآفرین پایه‌گذاری شود، شرکتی بر اساس کارآفرینی ایجاد شده است.

به تعبیر واضح‌تر وقتی تک‌تک کارکنان یک موسسه هدف نهایی مالکِ کارآفرین را بشناسند، درک کنند و درنهایت بپذیرند، درواقع کل مجموعه همانند یک پیکر واحد برای رسیدن به آن هدف تلاش خواهند کرد.

وقتی از همان ابتدا تجهیزات مورد نیاز بر اساس تفکرات اصولی و هدف نهایی مالک کارآفرین مهیا شود، وقتی محصولات نهایی یک شرکت منطبق با طرح اولیه مالک کارآفرین وارد بازار شود، آن‌وقت است که ما یک شرکت، موسسه، بنگاه و یا سازمان مبتنی بر کارآفرینی راه‌اندازی کرده‌ایم.

ادامه دارد…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *