چطور می‌توانیم اهداف واقع‌بینانه‌ای تعیین کنیم!؟

[این مقاله به صورت عامیانه نوشته شده است]

هر سال ابتدای سال که میشه تصمیم میگیریم، برای اون سال برنامه‌ریزی کنیم و هدف بزاریم [البته با در نظر گرفتن این مورد که بعد از یه ماه کلا فراموشش میکنیم تا سال دیگه].

امروز نمی‌خوام در مورد هدف‌گذاری صحبت کنم و اینکه چطوری هدف گذاری کنیم که این مسئله پیش نیاد، چون مقالات بسیار زیاد و خوبی در رابطه بااهمیت تعیین هدف، چگونگی اون و راه‌های رسیدن به اون وجود داره.

ولی امروز می‌خوام از یه دید دیگه به «تعیین هدف» نگاه کنم!؟ و شما رو به یه چالش دعوت کنم.

و اون چالش اینه: تا حالا شده به این فکر کنید که امکان داره تعیین هدف یک اقدام منفی و هرز باشه و هر چی در مورد تعیین هدف به ما میگن دروغ باشه!؟

کاملاً می‌دونم که این دیدگاه، بسیار بحث‌برانگیزه و مخالفان زیادی داره، برای اینکه تقریباً ۹۹.۹ درصد مردم از جمله اساتید موفقیت و متخصصان و مشاوران کسب‌وکار همیشه و به‌سختی از مفهوم «تعیین هدف» حمایت می‌کنن و بر ضرورت اون تأکید دارن (هرچند که ممکنه که خودشون هیچ‌وقت هدفی رو برای خودشون تعیین نکنن)

و در بیشتر موارد استنادشون به این تحقیق هست که: در سال ۱۹۵۳ در یکی از کلاس‌های دانشکده‌ی کسب‌وکار یِیل۱ [بین نام دانشگاه انجام دهنده تحقیق هم نظرها متفاوت هستش] انجام شد و ممکنه شما هم در مورد اون شنیده باشید. تو این تحقیق نشون دادن که فقط ۳ درصد فارغ‌التحصیلان که اهداف شخصی مشخص و یادداشت شده داشتن. ۲۰ سال بعد، مجموع ارزش دارایی اون‌ها از مجموع ارزش دارایی ۹۷ درصد فارغ‌التحصیلان دیگه که اهداف مشخص و نوشته شده نداشتند بوده!

قانع‌کننده هم هست، نه!؟

به معنای واقعی کلمه بیش از هزار مقاله وجود داره که به نتایج این تحقیق استناد کردن و افرادی مثل آنتونی رابینز، برایان تریسی تقریباً تو تموم کتاب‌ها و سمینارهاشون به این تحقیق اشاره می‌کنند.

اما می‌خوام همینجا یه نکته جالب رو بگم:

و اون نکته اینه که اگه اون تحقیق واقعی باشه، می‌تونست قانع‌کننده هم باشه، ولی جالب اینه که چنین تحقیقی اصلا وجود نداره! و این تحقیق یه افسانه‌ هستش؛

حتی داخل سایت کتابخانه‌ی دانشگاه ییل۲ هم از این تحقیق به‌عنوان یه افسانه یاد شده.

خب، حالا چه فرقی می‌کنه که این تحقیق واقعی هست یا نیست!؟ همه می‌دونیم که همه‌ی افراد موفق، هدف‌دارن! ولی واقعاً اینجوریه!؟

وقتی ما نمی‌تونیم آینده رو با تمام فاکتورهای تاثیرگذار اون بر روی خودمون پیش‌بینی کنیم، پس چطور می‌تونیم اهداف واقع‌بینانه‌ای تعیین کنیم!؟

خوشحال میشم نظر خودتون رو درباره این سوال پایین همین صفحه مطرح کنید؟

برای شرکت در این چالش نظر خودتون رو درباره این سوال بنویسید؟

49 پاسخ
    • رحمان خدايي says:

      واقع بین بودن در هدف کذاری شرط لازم است و کافی نیست نباید زیاد واقع بین بود موفقیت توام با ریسک است بس به خاطر اینکه اینده مبهم است نباید ترمز قطار موفقیت را کشید

      پاسخ دادن
  1. ali says:

    سلام
    به نظر من داشتن هدف به قول آقای شعبانعلی مثل ستاره قطبی میماندکه فقط جهت و سمت مسیری را که طی می کنیم به ما نشان میدهد وموفقیت الزاما به معنی رسیدن به ستاره نیست.
    ممنون

    پاسخ دادن
  2. علی شعبانی says:

    باسلام و درود فراوان به همراهان خوبم
    به نظر بنده در این مواقع بهتره که بسته به نوع اهدافمون( خیلی ساده و ابتدایی و یا خیلی سخت و پیچیده) ما هرچقدر بتوانیم اهدافمون را ساده تر کنیم و آن را به بخش های کوچکتر تقسیم کنیم، به همان میزان امکان رسیدن به آن راحت تر خواهد بود و این کار باعث میشه که کم کم گامهای بزرگتری برداریم و به اهداف بزرگ و واقعه بینانه خودمونم برسیم

    پاسخ دادن
  3. جواد says:

    سلام وخسته نباشید
    ممنون از مطالب خوب سایتتون
    چون ما از آنچه برای ما پیش می آید مطمئن نیستیم و نمیدانیم که ۱۰۰ درصد آنچه به عنوان هدف مشخص کرده ایم به وقوع میپیوند (که معمولا نمیپیوندد )چون موارد خیلی زیادی و غیر قابل پیش بینی وجود دارد و مار را از رسیدن به آن هدف باز میدردارد و نیز شاید توانایی ما از این هدف نیز فرارت باشد ولی چون این هدف ر امشخص کردیم هیچ گاه ازاین هدف بالاتر نمیرویم
    ونیز با مشخص کردن فقط هدفی خاص از دیگر جنبه های دیگر زندگی باز میمانیم وبه قول معروف چرخ زندگی نمیچرخد زیرا هر بخش زندگی یک قسمت از یک چرخ زندگی را بر عهده دارد واگر یکی هم مشکل داشته باشد چرخ زندگی نمیچرخد وزندگی موفق وشادی نداریم

    پاسخ دادن
  4. mohsen fayyaz says:

    باید برای هدفی که بهش علاقه قلبی داریم بیایم باور سازی کنیم ودرساختن چشم اندازی که دوست داریم باتکرار زیاد کلمات کلیدی مربوط به اون چشم انداز باورسازی رو شکل بدیم وهر کس بااین تکنیک بتونه چشم اندازشو درذهن حفظ کنه مطمینا درقدمهای بعدی هدفها ومسیرهای بهترمربوط به اون ایمان وچشم انداز اون خواسته قلبی ایجاد شده گفته میشه وانرژی فرد درون مسیر متمرکزتر ازقبل میشه
    به امید اونروز برای همه دوستان بااراده وامیدوار

    پاسخ دادن
  5. جعفر زارع زارگز says:

    بطور خلاصه می توان گفت جواب سوال شما در (داشتن مهارت برنامه ریزی در شرایط ابهام) نهفته است.
    ما معمولاً در شروع هفته و ماه و سال ترغیب می‌شویم به آینده‌ی خود فکر کنیم. برای موفقیت برنامه ریزی کنیم و هدف‌های جدید بگذاریم. کارهای بزرگ انجام دهیم و به انسان متفاوتی تبدیل شویم. اما واقعیت این است که بسیاری از ما این تجربه را داشته‌ایم که در پایان روز و هفته و ماه و سال، فاصله‌ی زیادی با برنامه‌های خود داریم. مستقل از اینکه به اهداف خود برسیم یا نه، «حال» خوبی هم نداریم و شاید «راضی» هم نباشیم. واقعیت این است که برای برنامه‌ریزی موثر–((برنامه‌ریزی که به عمل و تغییر نیز منجر شود) ابتدا باید – بر اساس نگاه به گذشته، #خودشناسی، تحلیل نتایج قبلی و برنامه ریزی برای نتایج جدید- تکلیف برنامه‌های قبلی و رابطه‌ی خودمان با گذشته را مشخص کنیم. اینکه چه دستاوردهایی داشته‌ایم و چه دستاوردهایی هنوز حاصل نشده‌ است.
    برای این موضوع با یک دو خط نمی توان پیشنهاد داد اما من شما رو به سرچشمه راهنمایی میکنم و آن هم روزنوشته های استاد عزیزم مهندس شعبانعلی است در لینک ٰ‌ذیل با عنوان “با متمم تا عید نوروز” در ۱۳ گام
    http://mrshabanali.com/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%85%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%88%D9%84/

    پاسخ دادن
  6. Aamir says:

    وقتی یک هدف بزرگ رو به اهداف کوچکتر بشکنیم، آینده هر گام ، قابل پیش بینی تر خواهد بود.
    البته با توجه به موجدیت فعلی خودمون و استفاده از تجارب افرادی که قبلا اون مسیر رو رفتن.
    با تشکر و احترام

    پاسخ دادن
  7. amin says:

    با درود فراوان
    به نظر بنده تعییین هدف می تواند میسر آینده را ساخت و هر هدفی رو که برای خودمان مشخص کرده باشیم می توان هر روز با گام های کوچک را طی کرد تا مسیر رسیدن به هدف را ساخت فقط بستگی به هدف و زمانی که برای آن تعیین می کنیم دارد که در خیلی از مواقع هدفمان با زمانی که برای آن مشخص کردیم هماهنگی ندارد به این معناست که چون ما از آینده خبر نداریم و نمیدانیم که چه اتفاقاقی در راه رسیدن به هدفمان رخ می دهد و در این مواقع هم زمان را از دست داده ایم و هم از مسیر اصلی هدفمان خارج شده ایم بنده خیلی هدف ها داشتم که هم به آن ها رسیده ایم و هم خیلی از اهداف به آن نرسیدم و مطالعات زیادی درباره موفقیت و هدف داشتم فقط همه ای آنها می گویند که هدف رو تعیین و بنویس و بسوی آن حرکت های کوچک داشته باش که به آن میرسی ولی همه ای ما این مراحل های زیادی طی کردیم که به خیلی هدف های که داشتیم نرسیدیم چرا ؟
    چون باید علت های هدف رو مشخص کنیم و باور و فکری که برای انجام دادن کارهای که ما را به هدف می رساند همخوانی با واقیعت دارد یا اینکه ما واقیعت رو برای هدفمان می سازیم .
    باسپاس

    پاسخ دادن
  8. کامیار مختاری says:

    با سلام خدمت سایت کار آفرین برتر
    من خودم تا حالا در تعیین اهدافی که تعیین کرده ام موفق بودم هر چند امکان داشته هدفم چند ماه یا حتی چند سال با تاخیر برام اتفاق افتاده باشه ولی به نظر من اگر ما همیشه اهداف واضحی داشته باشیم و در جهت رسیدن به آن گام برداریم قطعا موفق خواهیم شد یکی از دلایل عدم موفقیت در هدف گذاری به نظر بنده عدم انضباط شخصی می باشد که ما به اهدافمان پایبند نیستیم و به دنبال خوشی های زود گذر می باشیم البته دلایل بسیار زیاد می باشد که در حوصله این مقال نمی گنجد.معتقدم هدف گذاری را باید به مانند پله هایی در نظر گرفت گه برای هر پله برنامه خاص خودش را داشت برای مثال اگر برای پله سوم برنامه دقیقی نداشته باشیم نمی توانیم وارد مراحل بعدی اهدافمان شویم.خیلی خوشحال میشم که یکی از افرادی باشم که این بسته را جایزه می گیرم ممنون

    پاسخ دادن
  9. هانی says:

    سلام
    نکته مهمی که در هدف نگاری با تاریخ دقیق وجود داره فرد مدائم در اضطراب هست آیا واقعا در تاریخی که تعیین کرده به هدفش میرسه یا نه مخصوصا وقتی هدف کوتاه مدت باشه و در صورتی هم هدف بلند مدت باشه فرد هدف خودش رو با توجه به اتفاقات روزانه اون رو به فراموشی میسپاره ، حال در مورد این جمله :
    وقتی ما نمی‌تونیم آینده رو با تمام فاکتورهای تاثیرگذار اون بر روی خودمون پیش‌بینی کنیم، پس چطور می‌تونیم اهداف واقع‌بینانه‌ای تعیین کنیم!؟
    برای اینکه اتفاقاتی که در آینده میخواهیم رخ بده لازم هست آینده رو بسازیم این به این معنی هست در روزهایی که از سال رد میشه هر روز به اندازه یک قدم در جهت رسیدن به هدفمون بر داریم این طوری حتی اگر اتفاقاتی نا خواسته با شرایط متفاوت رخ بده میدونیم یک قدم کوچیک رو میشه برداشت و برای انجام اون یک روز وقت داریم و به این چشم انداز نداریم که امروز انجام ندادیم ولی تا تاریخ دقیقی که مشخص کردیم فرصت داریم در حقیقت هر روز به اندازه همون یک کار فرصت هست و با این نگاه از برآیند هر روز به هدفمون میرسیم در حالی که اگر یک تاریخ دقیق داشته باشیم شاید روزهای زیادی رو از دست بدیم فقط بخاطر اینکه هنوز به تاریخ موعد نرسیدیم و برای خودمون انجام چند کار رو در یک روز در نظر بگیریم در حالی که توان ما انجام یک کار هست
    آدم نیازمند هدف های کوچیک هست تا با دیدن نتایج امیدوار پیش بره چون آینده دور در ذهنش قابل لمس نیست

    پاسخ دادن
  10. حجت حاتمی says:

    واقعیت اینه که کسب و کارها و یا افراد به اصطلاح موفق هم حتی در شروع کارشون اهدافی رو مشخص می کنن که بعد از گذشت زمان با تغییر رویکردها و ساختارها و با در نظر گرفتن شرایط موجود رفته رفته این اهداف نیز یا رنگ می بازن و یا در بهترین حالت تغییر می کنن. بسیاری از کسب و کارهای موفق در زمان بلوغ ۱۸۰ درجه با شکل اولیه متفاوت اند. این رو میشه براحتی در کمیت و کیفیت خدماتشون هم دید.
    شاید بهترین راهکار تقسیم اهداف به سه بخش کوتاه مدت (مثلا یک ساله)، میان مدت (مثلا ۵ ساله) و بلند مدت (مثلا ۱۰ ساله) تقسیم کرد. برای رسیدن به این اهداف برنامه ریزی کرد و همچنین پافشاری؛ ولی بسته به تغییر قوانین و شرایط این اهداف هم می تونن تغییر کنن.
    بذارید یه مثال ساده بیارم: مثلا ممکنه بخواهید برای اهدف کوتاه مدت خودتون خرید اتومبیل دنا رو تو اهدافتون بیارید ولی بعد از گذشت یک سال به این نتیجه میرسید که مثلا خرید ال ۹۰ به صلاح شماست.
    موفق باشید

    پاسخ دادن
  11. مسعود says:

    سلام من به زیر صفر رسیدم پس باید از صفر همه جیز رو شروع کنم باید این بدونم به اینده مثل قبل نباید نگاه نکنم اهداف را بطور منظم از کوچک به بزرگ شروع کنم ویکی یکی جلو برم و شتاب بی خود و ایست بی جا نکنم و هدف معنی داشته باشم واز راه مشخص شوده برم و از راه خودم برم نه دیگری از همین حالا باید شروع کنم فردا خیلی دیر است همین حالا هم دیر است واز اینده هیچ ترسی نداشته باشم پس همه با هم بسم الله

    پاسخ دادن
  12. alireza says:

    سلام
    من فکر میکنم مکتوب کردن اهداف از ضروریات هست
    شما فرض کنید توی خونه هستین و میبینین که اقلام زیادی رو توی خونه تموم کردین و نیاز به خرید دارین
    اگر از قبل یک لیست خرید تهیه نکنید، به احتمال قریب به یقین پس از برگشت از خرید موارد زیادی رو می بینید که تا قبل از رفتن به خودتون گفتین بخرین ولی توی فروشگاه فراموش شون کردین
    نکته خیلی مهمی که باید بهش توجه کرد شکستن و تقسیم هدف بزرگ و بلند مدت، به هدف های کوچک و کوتاه مدت هست
    اگر بخوایم برنامه مون منعطف باشه میتونیم اتفاقاتی که در مسیر اجرای اهداف ممکنه برامون پیش بیاد رو پیش بینی کنیم
    این جوری میتونیم از قبل یه راه حل براش در نظر بگیریم یا حداقل یه پلن دوم براش طراحی کنیم

    پاسخ دادن
  13. korush says:

    با سلام و درود
    تعیین هدف یجور نقشه راهه ، و مسلما ابزاری برای پیش بینی آینده نیست میتونیم بگیم یه هدایتگریه که مارو راهنمایی میکنه تا به مطلوب هامون برسیم.
    همه ما میدونیم که وقتی روی هرچیزی و یا هر خواسته ای توجه و تمرکز کنیم اون خواسته و یا هرچیز دیگه نقشش تو زندگی ما پررنگ تر میشه ، و نشانه هاش
    بیشتر تو زندگیمون نمایان میشه ، گذاشتن هدف دقیقا همین نقش و برامون بازی میکنه .
    اینکه اهدافمونو به صورت واقع بینانه تعیین میکنیم به این معنیه که ما این فرمانو به خودمو و قوانین کیهان هستی میفرستیم که نشانه ها مربط به این اهداف رو
    سر راهمون قرار بده ، که البته شاید این نشانه ها بعضا مار رو فراتر از اهدافمون هدایت کنه شایدم اصلا مسیر کلا تغییر کنه .
    حالا چیزی که اینه که بقولی میگن اگه میخوای (خدا خنده اش بگیره نقشه چینی کن و این حرفا) چون ممکنه خواست اون خیلی خیلی فراتر از اهداف ما و اینها باشه
    دلیل اینکه نمیتونیم آینده رو پیش بینی کنیم هم فکر کنم همینه،
    پیش بینی ما محدود تر از اون چیزی که ممکنه برامون اتفاق بیفته.
    بدرود ، شاد و موفق باشید.

    پاسخ دادن
  14. مهدی says:

    باسلام وممنون که پیگیرموضوعات می شوید.
    من به این عقیده هستم. که میشه با نیم نگاهی به گذشته وباتوجه به منابع موجود (۴m) هرفرد بااندکی تامل می تواند هدف خود رو برای کوتاه مدت وبلند مدت تعیین کند. وباجدیت بایستی پیگیر باشدودرصورت لزوم ودربعضی اوقات بااصلاحات جزیی به هدف برسد.

    پاسخ دادن
  15. رضا توسلی نژاد says:

    باسلام ودرود
    به نظر من رسیدن به موقعیت مطلوب بدون هدف گذاری غیر ممکن است منتهی هدفی که برای خود تعریف میکنیم بایستی بر اساس واقعیت وبدون خیالپردازی باشد بایستی تعرف شده وبراساس برنامه پیش رفت وبا تعریف اها=داف به اهداف کوچکتر موقعیت را برای یررسی بهتر چاشهای پیش رو فراهم کرد.

    پاسخ دادن
  16. رضا توسلی نژاد says:

    باسلام ودرود
    به نظر من رسیدن به موقعیت مطلوب بدون هدف گذاری غیر ممکن است منتهی هدفی که برای خود تعریف میکنیم بایستی بر اساس واقعیت وبدون خیالپردازی باشد بایستی تعریف شده وبراساس برنامه پیش رفت وبا تعریف اهداف به اهداف کوچکتر موقعیت را برای یررسی بهتر چاشهای پیش رو فراهم کرد.

    پاسخ دادن
  17. بهداد says:

    سلام و وقت بخیر
    شاید خیلی از ما ها تصمیم گرفتیم که از فردا ( بهتر بگم از همین لحظه) دست به برنامه ریزی و هدف گذاری بزنیم و شروع میکنیم به آوردن قلم و کاغذ و مطالعه منابع آموزشی و دیگر موارد . داشتن یه هدف روشن خیلی ارزشمنده و طبق بسیاری از مقالات و پژوهش های علمی میتونه عامل موفقیت باشه ولی شخصا در این ارتباط یه نظر دیگه دارم :
    ۱. هدف گذاری انعطاف پذیری شما رو در طول مسیر کم میکنه ( جون ناچارید بخاطرش برنامه ریزی کنید).
    ۲. خیلی از موفقیت ها و شرکتهای موفق تو دنیا با اینکه یک فکر خلاقانه و بینظیر در پس پرده داشتن ولی مسلم بدونیددلیل اصلی موفقیتشون اینه که در زمان و مکان مناسبی متولد شدن ( اگر قرار بود مارک زاکربرگ ایده facebook رو امروز عملی کنه مسلما موفق نمیشد ).
    * . از آوردن این دو نکته خواستم به اینجا برسم که : اگر همه عزم خودتون رو جزم کردید که یک هدف برای خودتون تعریف کنید و بهش برسید این کار فوق العاده ای هست ولی اگر هم نتونستید اصلا ناراحت نباشید چون انجام دادن موفق کارهای ساده روزمره امروزتون بسیار مهم تر از طراحی یک هدف هست (که ممکن در توانایی شما نباشه .
    پیشنهاد :
    یک روز با خودتون خلوت کنید و و مثل یک دوربین که ازبالا تصویر رو نشون میده موقعیتی که الان در اون هستید رو مطالعه کنید . مسیرهای بی خاصیت و بی ارزش زندگیتون رو حذف کنید و دوباره برگردید سر کارتون و لی با این رویکرد که از همین لحظه فقط تصمیم بگیرید هرچیزی رو که قرار انجام بدید و تو ذهنتون نقش بسته و باید نتیجه ای از اون برای خودتون و دیگران حاصل بشه در بالاترین سطح از کیفیت انجام بدید ( درس خواندن – ورزش کردن – تحویل یک کار در پایان روز به رئیس – خرید منزل -….. ) .
    هدف مکدونالد این بود که همبرگر بفروشه و استارباکس ه دنبال این بود که قهوه با شیرینی ارائه بده . هیچکدوم از اینها قصدنداشتن این همه شعبه تو دنیا افتتاح کنن و مطمئن باشید علم مدیریت در اون زمان اینقدر نبود یا لااقل موسس این برندها اینقدر آگاهی نداشتن بنشینن و چشم انداز و ماموریت برای شرکتشون تعریف کنن . تنها نکته ای که موجب موفقیت اونها شد : تلاش مداوم برای ارائه یک محصول با کیفیت بود ( البته میشه گفت خود این مسئله یک جور داشتن هدفه ).

    پاسخ دادن
  18. شیروانی says:

    مدیران و برنامه‌ریزان آگاه و آینده‌نگر، به جای انتظار برای استقبال از آینده در محیط کارشان و اتخاذ تصمیم در هنگام رویارویی با آینده، تفکر برنامه‌ریزی خود را با ماشین زمان به آینده منتقل کرده و با حضور در آینده مطلوب، با رویکرد پس‌نگری از آینده به امروز مسیرهای توسعه را تابلوگذاری و سیاستهای رسیدن به آن آینده مطلوب را ترسیم می‌کنند. از بین سه زمان گذشته، حال و آینده، زمان آینده از همه آنها مهمتر است به جهت اینکه آینده زندگی بشر را ترسیم می‌کند و انسان را در زندگی به تلاش و فعالیت وا می‌دارد گذشته دیگر در دسترس نیست و تنها خاطراتی از آن در هزار توی ذهن بر جای مانده است حال نیز رمنده و گریزپا در گذر است و کوچکترین تأثیری را برنمی‌تابد آینده تنها چیزی است که برای برنامه‌ریزی باقی مانده تا در آن و با آن زندگی کنیم.

    پاسخ دادن
    • شیروانی says:

      آینده نگری:
      برخی فکر می کنند آینده نگری به معنی غیب گویی است و با چنین برداشتی افراد آینده نگر و نتایج فعالیت آ ن ها را مورد تمسخر قرار می دهند. در حالی که آینده نگری یعنی پیش از آن که رویدادی به وقوع بپیوندد یا سناریویی به واقعیت تبدیل شود، به آن واکنش نشان دهیم؛ یعنی «واکنش» پیش از وقوع رویداد، به عبارت دیگر آینده نگری یعنی واکنش به رویدادها پیش از واقعیت یافتن آن ها.

      آینده نگری تلاشی سیستماتیک برای بررسی درازمدت آینده علم، فناوری، اقتصاد، محیط و جامعه به منظور شناسایی پدیده های نوظهور و حوزه های زیربنایی تحقیقات استراتژیک است که بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را در برداشته باشد. بنابراین در جهان امروز، آینده پژوهی و آینده نگری یک ضرورت است. پیش بینی می شود که در هزاره سوم، زمینه برای مطالعات آینده پژوهانه افزایش یابد.

      پاسخ دادن
  19. امیرحسین علم باز says:

    با سلام و درود
    اول از همه یه خسته نباشید و خدا قوت به آقای حسین تبار عزیز و وبسایت خوب اش که من دست کم دو سالی هست که مخاطبش هستم و همچنان هم خواهم بود.

    به نظر من هدف یک نقطه نیست، یک مسیر ه. مثل سیبل تیراندازی نیست که فیکس باشه و همه چی ثابت باشه و شلیک کنی و حالا یا به هدف بزنی یا نه. هدف گذاری باید منعطف باشه و اساساً توو این دنیا هر موجودی و هر چیزی که انعطاف از خودش نشون نده لاجرم خواهد شکست و خرد میشه.
    اینکه میگن اهدافتون رو بنویسید یه کتابی خونده بودم به اسم بنویس تا اتفاق بیفتد، نویسنده اش هم هنریت کلاوسر بود، اصل حرفش این بود که این نوشتن اهداف اولاً باعث میشه که شما خودتون رو به یک سند مکتوب که با دست خودتون نوشتید مقید کنید. حالا اینجا لزوماً به این معنا نیست که ضمانت اجرایی و پیگیری هم داشته باشه ولی با آپدیت کردنش، با مراجعه مکرر به لیست، با مروز و تلقین کردن و همه ی فنونی که چه در این کتاب چه هر کتاب دیگه ای از بیندیشید و ثروتمند شوید ناپلئون هیل تا بقیه مربیان موفقیت فقط این تکنیک است که شما این اهداف رو از ضمیر خودآگاه که بسیار منطقی و با ساختار قاعده مند و سخت و غیر منعطف هست به ضمیر ناخودآگاهتون منتقل کنید، جایی که سیاله، بی حد و مرزه و بسیار منعطف، سقف نداره و اونجاست که وقتی قرار بگیره ناخودآگاه به شما انرژی عجیبی میده برای اینکه دست به اقدام بزنید، حرکت کنید و ردی از انرژیتون رو در دنیا آزاد کنیدکه میتونه منجر به رسیدن به اهداف بشه.
    در کتاب نوپای ناب اریک ریز هم یک چرخه ی بسیار مهم داره که برای هدفگذاری میشه ازش الگوبرداری کرد و اساساً در دنیایی از عدم قطعیت ها باید مدام هدفگذاری کرد، اندازه گیری کرد، چرخش کرد و دوباره این چرخه تکرار می شه.
    اصل داستان یک چیز است و این که به قول ناپلئون هیل هیچ جادوی خاصی در موفق شدن عده اندک وجود نداره، اونا فقط راه تسلط به ذهنشون رو پیدا کردمد و یاد گرفتن که چطوری این انرژی عطیم رو هدایت کنن و اون هم هیچ ربطی به استعداد و نبوغ و … نداره، فقط تمرین است و تمرین و تمرین.

    موفق و شاد باشید 🙂

    پاسخ دادن
  20. m1394j
    m1394j says:

    ,بر اساس آموزه های من، وقتی هدفی داریم باید اول ببینیم آیا واقعا خواستار رسیدن به آن هستیم یا خیر.
    شاید آن یک آرزو و خواسته لحظه ای باشد نه یک هدف واقعی.
    باید دقیقا مشخص کنیم چرا میخواهیم به آن برسیم؟ آیا واقعا حاضریم برای رسیدن به آن تلاش کنیم؟ آیا ارزش تلاش کردن دارد؟؟
    مشخص کنیم چگونه میتوان به آن هدف رسید( نقشه راه داشته باشیم)
    مشخص کنیم چقدر زمان داریم تا به آن هدف برسیم( زمان مطلوب ما). چقدر زمان برای رسیدن به آن هدف باید طی شود تا به آن هدف برسیم؟
    آیا زمانی که به آن هدف برسیم زمان مطلوب ماست؟
    در نهایت اینکه اگر چندین هدف داریم باید اولیت بندی اهداف صورت گیرد.
    و باید نقشه جایگزین داشته باشیم تا در صورتی که شرایط تغییر کرد، نقشه ما نیز در رسیدن به اهداف تغییر پیدا کند

    پاسخ دادن
  21. بهروز says:

    به نظر من هدف خوبه. ولی وقتی انقدر بخوای روی اون تمرکز کنی و تمام زندگیتو روش بزاری خوب نیست.درست مثل وقتی که می خوای این ماه ۵۰ درصد حقوقتو پپس انداز کنی و دقیقا تو همون ماه هزار تا خرج پیش میاد.
    یا وقتی تصمیم میگیری این هفته فلان کتاب رو تموم کنی و هزار تا مشکل و بهانه پیش میاد.
    ادم باید ریلکس به سمت اون چیزی که دوست داره حرکت کنه. صبور باشه و پشتکار داشته باشه. امید به این که به اون موضوع میرسه داشته باشه.
    من به شخصه وقتی خیلی رو چیزی تمرکز کردم بیشتر ازش دور شدم.
    شاید به خاطر وسواس فکریم باشه.
    شاید بقیه اینجوری نباشن.

    پاسخ دادن
  22. محمدرضا says:

    باسلام
    همانطور که نمیتوان با تفکر در گذشته باعث تغییر در آن شد در مورد آینده هم بطور حتم نخواهیم توانست بدرستی پیش بینی و یا آینده نگری روشنی داشته باشم ولی آنچه برای ما مهم است اینه که در زمان حال کاری را انجام دهیم که مطمئن شویم آثار آن در آینده باعث رسیدن به هدفهایمان میگردد که البته این شاه کلید موفقیت در هر کاری میتواند باشد.
    اگر نخواهم رشته کلام به دراز بکشد بطور خلاصه عرض میکنم که آنچه باعث موفقیت بزرگانمان در گذشته و حال میگردد چیزیست که در ما و همراه ماست و آنچه که باید اتفاق بیفتد حتما درون خود ماست ، بطور مثال پیامبراکرم اگر در غار حرا پس از نزول وحی نمیتوانست این حقیقت را باور کند شاید دنیا بدین سوی نمیرفت، آنچه که باعث پیشرفت ما بسوی هدفهایمان در آینده خواهد بود فقط باور خود ماست.
    من اگر باور داشته باشم اهدافی که انتخاب کردم در آینده ای که برای آن حتی تاریخ هم معین میکنم بآنها میرسم مطمئنم که میرسم.
    پس میشه اینجوری نتیجه گرفت که آینده در صورتی میتواند بر اهداف من تاثیر نامناسب بگذارد که خودم بر تحقق آن اهداف باور نداشته باشم و بطور خیالی و رویاپردازی به آن اهداف نگاه کرده باشم. در صورتیکه وقتی باورم بمن میگه که به این اهداف میرسم تمام نیروهای من نیز در راستای تحقق این اهداف بسیج میشوند و حتی کائنات نیز با باور من یکسو میگردد، اینجاست که فاکتورهای پیش بینی نشده آینده بر من حتی تاثیر مثبت خواهد داشت.

    پاسخ دادن
  23. محمد says:

    هدف مقصد نهایی نیست و قرار نیست با تعیین ان به انجا رسید فقط بسته به شرایط موجود واکنش تغییر میکند و با تعیین هدف فقط مسیر روشنتر میشود.

    پاسخ دادن
  24. شاهین says:

    باعرض سلام وخسته نباشید . همانطور که می دانیم انسان بی هدف ، بدنیا نیامده بلکه از زمان تولد تا موقع مرگ با راهنماهای بزرگانی همچون پیامبران و ائمه و…. باید هدف خود را پیداکند تادرزندگی بی هدف نباشد انسان بی هدف مانند راه بی مقصده می باشد وعمرخود رابه بیهودگی وتباهی می گذراند هدف دار بودن انسان اورا به درجات عالی می رساند وباعث می شود تا هم از عمرخود بهره برده باشد هم باعث نشاط وشادی خود شود . مانباید تا لحظه مرگ برای رسیدن به هدفمان دست از تلاش و کوشش و کسب علم ودانش برداریم تا به اهداف بالایی برسیم .

    پاسخ دادن
  25. حمید رضا says:

    با سلام و آرزوی سلامتی و روزهای آبی و آفتابی….هدف ۲ قسمته یکی کوتاه مدت و یکی بلند مدت ….وسط مسطم نداره بلند مدته که بیشتر شبیه یه رویاست که دستیافتنی میتونه باشه ولی کلا خیلی مهم نیست و فقط از نظر کاتالیزور می تونه خوب عمل کنه چون معمولا گندست و طولانی مدت برای رسیدن ،در نتیجه خیلی روش حساب نکنین ولی مسئله ی مهم تعیین و داشتن مسیر درست هست تا مسیری نباشه و درست نشه اون هدف بلنده هم دوزاری نمی ارزه!!! وقتی شما خودت و بندازی تو جریان آب بقیه کارهارو جریانه انجام میده تو لازم نیست زیادی دست و پا بزنی ولی باید بلد باشی چطور توی مسیر و روی آب خودتو نگهداری…..من خودم به چیزایی که رسیدم هیچکدومشون اهداف نوشته شدم نبودن فقط خودم رو تو جریانش انداختم . مهم جریانه . و مهمتر باورهای درست فکریتون هست . همتون شده شونصدبار هدف نوشتین و برنامه ریزی کردین ولی و….. بعد از دو روز کلا یادتون رفته که به نوشته هاتون حتی یک نگاه بندازین.!!!!! خب این تعیین اهداف که بدرد بخیه زدن لباس کهنه هم نمی خوره!!!! ولی هدف کوتاه مدت ، اینم دست کمی از باباش نداره ولی به نظر من با ارزشتره به شرطی که بتونی هر روز بخشی از اون رو پیاده سازی کنی که این هم میشه همون تو جریان انداختن خودتون و به قولی با کله شیرجه بزنی وسط مسیر رودخونه ایتون .بقیه کار ها رو جریان خودش انجام میده هدفه هم خیلی مهم نیست دیگه وقتی تو یه جریان قوی و مسیر درست رسیدن به مقصد شیرجه زدی ۲ حالت برات پیش میاد یا زندت میرسه به مقصد یا مردت . انتخاب باتو هست فقط یاد بگیر خیلی آروم و با انگیزه خودت رو تو مسیر و روی مسیر جریان آب نگه داری و همشم از لحظه به لحظش لذت ببری و درس بگیری .. آدمهای موفق تاریخ به گور باباشونم میخندیدن که از قبل همچین روزهایی رو برای خودشون برنامه ریزی کنن و بهش برسن . همشون با کله و با تمام وجود شیرجه زدن وسط رودخونشون. دقیقا مثل درس خوندن الان معتادای خیابون شوش هم همشون لیسانس دارن ولی فکر نمی کنم الان کسی برای لیسانس گرفتن بشین و هدف گذاری کنه ولی به لطف ملک عزیز ایرانمون همه دسته کم همینجوری لیسانسرو دارن دیگه .
    شبهاتون مهتابی و پر ستاره با امید دستیابی به کشف راز و رمز ماده و انرژی تاریک.

    پاسخ دادن
  26. سعید says:

    بعلت این که ما ایند هرو خلق میکنیم برای این که هیچ وقت عوامل بیرونی مهم نبودن و تنها عوامل درونی هستنکد که باعث یا مانع پیشرفت ما میشن
    اگر نه در تاریخ هیچ کسی نه سرمایه ایی داشته نه چیزی و اینده ها همینطور خواهد بود برای کسانی که میخوان شروع کنن بلکه باید از همینجایی که هستیم با همین چیزی که داریم شروع کنیم
    زندگی نامه افراد موفقی مثل استیو جابز بیل گیتس و اقای هیلتون و بسیاری از افراد دیگر هم همین رو میگه و اونا اینده رو ساختن و شرایط بیرونی هیچ تاثیری روی اونا نداشت

    پاسخ دادن
  27. هادی says:

    عالی بود و کاملا موافقم که نباید تعیین هدف کرد و این کار بسیار اشتباه یه جمله خیلی خوب بالا بود : وقتی ما نمی‌تونیم آینده رو با تمام فاکتورهای تاثیرگذار اون بر روی خودمون پیش‌بینی کنیم، پس چطور می‌تونیم اهداف واقع‌بینانه‌ای تعیین کنیم!؟ / در واقع گاهی اوقات اونقدر برای رسیدن به هدف دست و پا میزنیم و اینور و اونور میکنیم که گاهی خیلی از موقعیتها و فرصتها رو تو مسیر زندگی نمیبینیم و درک نمیکنیم به نظرم درستش اینه که بجای تعیین هدف ، هدف رو درست شناسایی (درک) کنیم و برای هر لحظه واکنش و عکس العمل مناسبی داشته باشیم دقیقا این مسئله تو زندگی خیلی از انسانهای بزرگ و کارآفرینان موفق هم صدق میکنه در لحظه مناسبی با گرفتن تصمیم درست و منطقی خودشون رو تو مسیر موفقیت قراردادن و در زمان حال زندگی کنیم و موقعیتها رو درک کنیم و از لحظه ها لذت ببریم / کسانی که دنیا را تکان داده اند در استعدادهای طبیعی نابغه نبوده اند ولی به یک صفت ممتاز بوده اند : ثبات و استقامت

    پاسخ دادن
  28. شعبانعلی کوهستانی says:

    سلام به آقای حسین تبار عزیز و ممنون از مطلب زیبای سایت بنده معتقدم انسان بایستی هدفمند زندگی کنه ولی هدف گذاری دراز مدت لازم نیست برای رسیدن به اهداف بزرگ بایستی قدمهای کوچکی برداشت تمام افراد موفق دنیا شکسته های زیادی در مسیر راهشون ایجاد شده ولی ناامید نشدند و به حرکتشون ادامه دادن مهم سخت کوشی و آینده نگری انسان است که اون را میتونه در زندگی و کسب و کار به قله های موفقیت برسونه
    موفق و پیروز باشید

    پاسخ دادن
  29. وحید says:

    سلام
    هدفی وجود ندارد زمانی وجود ندارد مکانی وجود ندارد
    منظورم چیه؟!
    ما در توهم هدف یا زمان یا مکان زندگی میکنیم اما اصل زندگی اینگونه نیست زندگی یعنی در هر لحظه بهترین و زیباترین و با احساسترین و لذتبخشترین کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که در لحظه هر آنچه میگذرد رو زندگی کنیم طوری که اگر یک ساعت بعد یک هفته بعد یکسال بعد از ما پرسیدن آیا از فلان لحظه ات راضی هستی بگی بله چون آن را با تمام حواس و قلبم زندگی کرده ام پس اگر هر لحظه رو مفید و عالی و پاک زندگی کنی خود به خود زندگیت کم کم به بهشت تبدیل میشه اگر هر لحظه در کار با عشق کار کنی آیا نیاز به هدفگذاری داری؟ بعد از یک سال نتیجه عشقت به کار رو خواهی دید
    آیا اگر هر لحظه با عشق با اطرافیان تعامل داشته باشیم آیا بعد از یک مدت محبوب همه نمیشیم؟!
    آیا اگر لذت و شادی و شکر ءذاری کنیم اصلا غمگین میشویم که بدنمون هم از تعادل خارج بشه و بیمار بشیم؟!
    اگر با تمام وجود شکر کنید و خوب زندگی کنید آیا از نظر معنویت رشد زیادی نمیکنید؟
    هدفی نیاز نیست فقط لحظه حالت رو عالی زندگی کن
    به همین سادگی

    پاسخ دادن
  30. شیما نصرت ابادی says:

    با سلام زمانیکه ما برای خود اهدافی داشته باشیم و لزوما مهم بودن و حیاتی بودن اهدافمان از همه ضروری تر است و لزوما فاکتورها را در نظر میگیریم ولی حتی اگر فاکتور واقع بینانه هم داشته باشیم باز ممکن است ب اون اهداف فقط با وجود داشتن فاکتور نرسیم فاکتور خوب هست داشته باشیم ولی حتما واجب نیست همیشه اونطور ک باید ژیش نمیرود ولی باید در هر زمان راههای مختلفی مناسب با هدفمون پیدا کنیم و انجام دهیم در هر زمان تا رسیدن ب اهداف چالش های مختلفی پیش میاید و مهم این هست ک با ذکاوت بگذریم و ب اهدافمان برسیم

    پاسخ دادن
    • شیما نصرت ابادی says:

      و دیگر اینکه هدفها در زندگی هستند ک ما را امید وانگیزه میدهند حالا جدا از فاکتورها این خودمان هستیم ک تقریبا فاکتورها تعیین میکنیم و با تلاش خود و فکر مثبت و توکل بخدا و نیروی مثبت کائنات ب اهداف خود میرسیم

      پاسخ دادن
  31. محسن says:

    باسلام و احترام. به نظر اینجانب از قدیم
    گفته اند’’ از تو حرکت از خدا برکت’’ و یا گفته اند ’’شما شروع به کار کنید تا شانس هم برای شما بیا یید. ‘‘’’
    باید برنامه ریزی و هدف گذاری و کار را انجام
    داد شاید به هدف نرسیم اما به طور حتم به دانش و نتایج بهتر از ’’هدف‘’’ دست خواهیم یافت.

    پاسخ دادن
  32. محمدی says:

    سلام
    به قول بزرگی بهترین راه برای پیشبینی آینده خلق کردن آن هست . هر جور داشتن هدفی بهتر از بی هدف بودنه. کسی که ندونه کجا داره میره براش فرقی هم نمیکنه کجا بره. این مشخص است که هیچ کس نمیتواند آینده را پیش بینی کند ولی اگر بنشینیم و دست روی دست بگذاریم به هیچ جایی نمیرسیم . معمولا هدف های بزرگ تغییر نمیکنن بلکه روشهای رسیدن به هدف تغییر میکنه . ما باید با توجه به شرایطی که حالا داریم هدفگذاری کنیم و تلاش کنیم تا به آنها دست پیداکنیم. واقعیت را ما باید شکل بدهیم نه اینکه منتظر باشیم تا سرنوشت و اینده برایمان چی رقم میزنه.
    با سپاس

    پاسخ دادن
  33. نوریزاد says:

    آینده چیزی جز درو کاشته های امروز خودمان نیست. درسته که از آینده دید روشنی نداریم ولی با توجه به رفتارها و عملکرد امروز خود، هر فردی می داند که مسیر زندگی به کدام جهت خواهد بود. فردی که امروز خود را با بی مسئولیتی می گذراند مطمئنا آینده روشنی نخواهد داشت.

    پاسخ دادن
  34. بهزاد says:

    سلام
    زمان باقیمانده برای اعلام نظرات رو مرورگر من نشون نمیده، اما بهرحال، در رابطه با مفید بودن هدفمندی در کتابهای افراد معتبر و موفق بسیار خونده ایم و دیده ایم، اما رویکردهای متفاوتی در این رابطه وجود داره. اساسا باید در نظر داشت که هدفگذاری فقط فازی از فرایند اجرایی کردن همون هدفمندیه، به بیان دیگه اون چیزی که اهمیت داره هدفمند بودن و خواستن برای رسیدن به کیفیتی بالاتر با ویژگیهای مطلوب و مشخصه. این که عرض میکنم رویکردها متفاوته به این خاطره که مثلا شما این توصیه به هدفمندی رو هم در بررسی ویژگیهای مشترک ثروتمندان توسط ناپلئون هیل در کتاب Think and Grow Rich میبینید (که تقریر اون در قالب یک دستور العمل ۶ مرحله ای توسط باب پراکتور اخیرا در فضای مجازی خیلی منتشر شده و روی مشخص بودن و زمانمند بودن هدف و آگاهی از بهاها و همچنین تکرار مرتب اونها تاکید داره)، و هم اون رو در مباحث قانون جذب با فرم متفاوتی میبینید؛ به این صورت که توصیه بر اینه که فرد هدفمند لازمه که درخواست خودش رو اعلام کنه و فقط کافیه به وسیله توجه و تفکر و با بهره گیری از سیستم هدایت احساسی، خودش رو در هماهنگی ارتعاشی با اون خواسته قرار بده، در این صورت تحقق اون هدف قطعیه. از طرف دیگه در متون دینی و قرآنی هم مشاهده میکنیم که دعا کردن و درخواست کردن بنده از خداوند لازمه که با ایمان همراه باشه به گونه ای که استجابت دعا بدون شرط، بعد از دعا صورت میگیره و فقط ایمان و تقوا و توکل و… این تحقق رو تکمیل میکنه (مثل بقره/۱۸۶ یا طلاق/۳). لذا به طور کلی به نظر بنده پاسخ این سوال که وقتی ما نمی‌تونیم آینده رو با تمام فاکتورهای تاثیرگذار اون بر روی خودمون پیش‌بینی کنیم، پس چطور می‌تونیم اهداف واقع‌بینانه‌ای تعیین کنیم!؟ در هدفمندی خلاصه میشه که اگرچه رویکردهای متفاوتی برای عملی کردن اون وجود داره اما همگی در این کیفیت مشترکند که باید هدف رو -محقق شده- زندگی کرد و در مسیر موجود با اطمینان از حصول نتیجه گام برداشت و عمل کرد…
    با تشکر

    پاسخ دادن
  35. یوکاوه غفاری says:

    با سلام و ,وقت بخیر،
    برای رسیدن به هدفی که در نظر داریم باید بر اساس توانایی و مهارت خود و استفاده از تجربه های خود و دیگران برنامه ریزی کنیم. داشتن اطلاعات خوب هست ولی اگر فقط با تکیه بر اطلاعات و دانش محض برنامه ریزی کنیم خیلی وقتها به هدف نمیرسیم و یا زود خسته میشویم. به نظر من تفاوت بین دانش انجام دادن کار و مهارت اجرای کار هست که باعث میشود به هدف برسیم یا نه. دانش کافی در هر کاری ، زمینه مناسب فکری و عملی را فراهم میکند اما مهارت اجرای کار حرف اول را در برنامه ریزی و رسیدن به اهداف کوتاه مدت و بلندمدت می زند. مهارت از تجربه های عملی ما و یا دیگران در همان موضوع و یا موضوعات مشابه و در شرایط واقعی به دست می آید. مهارت انجام کار به ما قدرت تحمل و تصمیم گیری و انتخاب بهینه در شرایط مختلف و بعضا سخت می دهد که باعث میشود در درازمدت به اهدافمان برسیم. البته به نظرمن برای هدف و کاری که تا به حال کسی انجام نداده بهتره در ابعاد کوچک و روشهای متفاوت مدل سازی کنیم وبعد از به دست آوردن مهارت و تجربه کافی و شناخت نقاط ضعف و قوت کار، برنامه ریزی درست و دقیقی داشته باشیم. به نظرم در جامعه ما کسب مهارتهای شغلی برای افراد و سازمانها جایگاه واقعی خودش رو پیدا نکرده و همین باعث میشه خیلی وقتها از اهداف تعیین شده دور میشیم.

    پاسخ دادن
  36. علی بیمه says:

    سلام
    اینکه هیچ هدفی رو برای خودمون تعیین نکنیم وبه صورت هرچه پیش آید خوش آید ادامه دهیم مسلما به هیچ چیز نمیرسیم.
    افرادی هم که بدون هدف گذاری ثروتمند شده اند هم برای خود برنامه داشته اند. ولی به تمامی جوانب هم توجه کرده اند تا هدف.

    می گویند شخصی سوار براسب با سرعت می تاخت. رهگذری از او پرسید:با این سرعت کجا می روی؟ سوار جواب داد از اسبم بپرس.
    خیلی از افراد اینگونه هستند.
    مثلا می خواهیم جهت مسافرت به مشهد برویم. هدف رفتن به مشهد است که با رانندگی مثلا۱۲ ساعت می رسیم. ویا بااستفاده از وسایل ارتباطی سریعتر هم میشه رسید.
    اما دوست داریم از مسافرت خود لذت ببریم درنتیجه درست است که هدف گذاری کرده ایم اما درکنار آن به مسائل دیگر همچون زمان بیشتری با خانواده یا دوستان بودن و…نیز می رسیم.
    این نمونه ای از این موضوع بود که ما می دانیم چگونه عمل کنیم. حال در سایر موارد هم اگر بدانیم چگونه عمل کنیم مطمئنا نتایج ملموس خواهد بود. درنتیجه نیازی نیست که حتما هدف گذاری کنیم چون می دانیم چه چیزی می خواهیم و چگونه برسیم.

    پاسخ دادن
  37. پناهی says:

    با سلام
    به نظر بنده انتخواب هدف مثل خرید ماشینه اگه ما میدونیم ماشین میخوایم ولی نمیدونیم مثلا یک سال دیگه قیمت ماشین چنده میتونیم شروع به پس اندازروزانه کنیم
    در کنارش بریم گواهینامه هم بگیریم
    این یعنی مابه سمت هدف قدم برداشتیم
    در نهایت با چند تومن پایین و بالا به هدفمون میرسیم
    موفق باشید

    پاسخ دادن
  38. سمیه پناهی says:

    با سلام
    به نظر بنده انتخواب هدف مثل خرید ماشینه اگه ما میدونیم ماشین میخوایم ولی نمیدونیم مثلا یک سال دیگه قیمت ماشین چنده میتونیم شروع به پس اندازروزانه کنیم
    در کنارش بریم گواهینامه هم بگیریم
    این یعنی مابه سمت هدف قدم برداشتیم
    در نهایت با چند تومن پایین و بالا به هدفمون میرسیم
    موفق باشید

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

ما دوست داریم شما هم در این بحث شرکت کنید.

در صورت تمایل مشارکت کنید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *