بقچه

این بار با بقچه‌ای که نان تازه تحویل مردم می‌دهد!

این روزها تقریباً همه چیز سر و شکل تازه‌ای گرفته است. رونق گرفتن فناوری و توسعه آن در زندگی مردم باعث شده جنبه‌های زندگی به دو مدل سنتی و مدرن تقسیم شوند. شاید خرید کالا و پرداخت قبض‌ها از طریق اینترنت برای همه جا افتاده باشد اما خبر جدید اینکه امروز قرار است حتی نان ‌گرفتن هم به شیوه مدرن و از طریق اینترنت انجام شود. همه ما حداقل یک بار تجربه خرید نان از نانوایی را داشته‌ایم و بسیاری از ما نان‌ گرفتن و ایستادن در صف را هر روز تجربه می‌کنیم. اما سرعت گرفتن زندگی انگیزه‌ای شده تا یک استارت‌آپ جدید پا بگیرد که نان گرفتن را هم برای کاربران خود راحت کند. داستان از آنجا آغاز می‌شود که شما با ثبت‌نام در سایت یا اپلیکیشن «بقچه» می‌توانید نان را از نانوایی نزدیک محل خود بخرید و گرم و تازه تحویل بگیرید.
نان غذای اصلی یا قوت غالب بسیاری از ایرانیان است. در واقع این پای ثابت سفره، برای بسیاری از ما بیش از یک غذای صرف است که به‌رغم ارزان بودن حرمت خاصی برای آن قائلیم. ما نان را همان‌طور که می‌خریم، معمولاً بدون بسته‌بندی سر سفره می‌گذاریم و می‌خوریم و پاک بودن آن برایمان اهمیت زیادی دارد. این مساله از دید تیم بقچه پنهان نمانده است. علیرضا اسکندری بنیانگذار جوان بقچه در این‌باره می‌گوید:«نان غذایی است که همان‌گونه که خریداری می‌شود خورده می‌شود. یعنی شست‌وشو، پخت و پز یا بسته‌بندی در کار نیست. به همین دلیل پاکیزگی و بسته‌بندی درست برای ما اهمیت زیادی دارد.»

برای اینکه داستان آغاز بقچه را پی بگیریم کمی به عقب برمی‌گردیم. زمانی که علیرضا اسکندری و دوستانش در امیرآباد، محلی نزدیک دانشگاه تهران و در خانه یکی از دوستان‌شان تصمیم گرفتند ایده رساندن نان به دست مردم را پیاده کنند. آنها با پخش آگهی روی کاغذ و تبلیغاتی از این دست مردم را ترغیب می‌کردند به آنها از طریق تلفن سفارش نان تازه بدهند و زنبیل نامی بود که برای این کسب و کار کوچک انتخاب شده بود. بازخورد مردم باعث شد روی این مساله جدی‌تر فکر شود.
پیش از بقچه علیرضا اسکندری و دوستانش استارت‌آپ صداگرافی را راه می‌اندازند و پس از مدتی به تجربه خوبی دست پیدا می‌کنند. در آن زمان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های آنها مساله تحویل کالا بود. در واقع رساندن کالا به دست مشتری با وجود ترافیک و شلوغی شهر کار دشواری به نظر می‌آمد و تهدیدی برای سر وقت رسیدن کالا بود. بعد از صداگرافی علیرضا به مساله تحویل کالا بیشتر و جدی‌تر فکر کرد و نیازهای روزمره مردم را مورد بررسی قرار داد. او نان را یکی از مهم‌ترین کالاهایی دید که تقریباً هر روز باید خریداری شود اما نان در عین حال یکی از سخت‌ترین کالا‌ها برای تحویل هم بود. مساله بهداشت، تازگی و کیفیت نان از نظر مردم اهمیت زیادی دارد، به علاوه اینکه امکان انبار کردن آن نیز فراهم نیست.

قاسم کنگرانی، شهاب حشمت و می‌گل جزنی دیگر همکاران اسکندری در بقچه هستند.

قاسم کنگرانی، شهاب حشمت و می‌گل جزنی دیگر همکاران اسکندری در بقچه هستند.

شاطر آنلاین

دی‌ماه سال گذشته سایت بقچه رونمایی شد. در ابتدای کار برای بسته‌بندی بقچه نان از پارچه قلمکار زیبایی استفاده می‌شد که جنبه زیبایی و سنتی و در واقع بقچه بودن کار را هم حفظ می‌کرد و هزینه تهیه آن نیز از مشتری گرفته نمی‌شد ولی برای دفعات بعدی این بقچه از مشتریان پس گرفته می‌شد. اما کم‌کم این دیدگاه به وجود آمد که این کار باعث می‌شود مشتریان و مصرف‌کنندگان چندان به تمیز بودن بقچه پارچه‌ای اطمینان نداشته باشند. بنابراین استفاده از یک بسته‌بندی یک‌بارمصرف‌ عاقلانه‌تر به نظر می‌رسید و از همین رو بسته‌های کاغذی با نشان بقچه به کار گرفته شدند. در نوع بسته‌بندی و کاغذ تلاش شده ضخامت و بسته شدن آن به نحوی باشد که رطوبت و حرارت برای یکی دو ساعت باقی بماند و نان خشک، خمیر یا آلوده نشود.

روند کار به این صورت است که پیک‌ها نان را از نانوایی‌ها تحویل می‌گیرند و بسته‌بندی می‌کنند و در محفظه‌هایی می‌گذارند که گرما را نگه می‌دارند تا تحویل مشتری ‌بدهند. بعد از تحویل نان از مشتریان به صورت تلفنی نظرخواهی می‌شود تا از میزان کیفیت سرویس اطمینان حاصل شود. از مشتریان پس از تحویل نان پرسیده می‌شود که از کیفیت و تازگی نان چقدر رضایت دارند و اینکه آیا رفتار و ظاهر پیکی که برای آنها نان آورده مناسب بوده ‌است یا نه. بقچه تلاش می‌کند این تماس‌ها که برای برخی مکرر هم هستند دوستانه انجام بگیرند و همه نکات مد نظر مشتری نیز شامل آن باشد. گرفتن این بازخوردها زمانی در بقچه اهمیت یافت که روی روند کار و بهبود کیفیت خدمات تاثیر زیادی گذاشت. بیشترین تاثیر این بازخوردگیری‌ها در کیفیت نان و انتخاب نانوایی‌ها نمودار شد؛ بسیاری از مشتریان می‌گفتند نانی که دریافت می‌کنند مورد رضایت آنها نیست، و هنگامی که می‌بینند دفعات بعدی نان بهتری به آنها تحویل داده می‌شود و در مورد خدمات از آنها نظرخواهی می‌شود، با رویکرد بهتری به بقچه نگاه می‌کنند.
صرف نظر از روند کار، خود نان یک کالای خاص به شمار می‌آید. در فرهنگ ایرانی نان غذایی است که هرگز به صورت زباله درنمی‌آید و حتی زمانی که دیگر قابل خوردن نیست به داخل سطل آشغال نمی‌رود. مادران همیشه نان را در ظرف جداگانه‌ای می‌گذارند و آن را برای پرندگان یا حیوانات نگه می‌دارند. هیچ وقت نان را زیر دست و پا نمی‌اندازیم و بیشتر ما اگر نان را روی زمین ببینیم آن را برمی‌داریم و جایی می‌گذاریم که لگدمال نشود. این احترام شاید فقط در مورد برنج نظیر داشته باشد. در ضرب‌المثل‌های ایرانی هم نان جایگاه ویژه‌ای دارد و ما رابطه‌مان با افراد مختلف را با عباراتی چون نان و نمک خوردن،‌ نان در خون جگر زدن، نان کسی در روغن بودن و غیره بیان می‌کنیم. علیرضا اسکندری در این‌باره می‌گوید:«نان را انتخاب کردیم چون کار کردن با نان سخت بود! نان یک کالای متفاوت در سبد خرید ایرانی است. نان نماد برکت و رونق اقتصادی خانواده است و در بسیاری از خانه‌ها باید همیشه نان وجود داشته باشد. ما به کسی که مخارج خانه را تامین می‌کند هم نان‌آور می‌گوییم. نان با هیچ چیز قابل مقایسه نیست، اگر به فرآیند آن هم نگاه کنیم می‌بینیم آن را از گندم تهیه می‌کنند که با ذکر گفتن کاشته می‌شود و بعد آرد می‌شود و با زحمت و دردسر فراوان به دست مردمی می‌رسد و چه فقیر چه ثروتمند، آن را بخش مهمی از غذای روزانه خود می‌دانند.»

یک لقمه نان

مساله کارآفرینی نیز یکی از جنبه‌های دیگر این استارت‌آپ نان‌آور است که بانیان بقچه آن را اولین ارزش کار خود می‌‌دانند. داستان از آنجا آغاز می‌شود که افراد زیادی وجود دارند که زمان رفتن و ایستادن در صف نانوایی را ندارند یا این زمان را می‌توانند صرف کار ارزشمندتری کنند. در مقابل عده‌ای هم هستند که در این زمان کاری برای انجام دادن ندارند و می‌توانند با تحویل نان برای خود درآمدزایی کنند. این افراد معمولاً دانشجو هستند و امکان داشتن یک شغل ثابت را ندارند؛ آنها شغل‌های مختلفی دارند، برخی در رستوران کار می‌کنند و برخی دانشجو هستند اما نکته اصلی اینجاست که اعضای تیم بقچه باید حداقل یک روز در هفته کار تحویل را انجام بدهند. بنیانگذار بقچه می‌گوید:«پیک بودن و کار تحویل کالا و خدمات، از مشاغل پایین جامعه به شمار می‌رود اما ما تلاش می‌کنیم این نگاه را تغییر بدهیم. خیلی از افراد موقعیت‌های خوبی دارند، مثلاً دانشجوی یک دانشگاه خوب هستند اما در کنار تحصیل چنین کاری انجام می‌دهند که هیچ اشکالی هم ندارد. برای اینکه پرستیژ اجتماعی این شغل عوض شود خیلی جنگیده‌ایم و هنوز هم برایش تلاش می‌کنیم. همین الان دو نفر از دخترهای تیم کار تحویل را انجام می‌دهند که یکی از آنها دانشجوی ارشد دانشگاه شریف است. برای مشتریان خیلی عجیب بود که یک دختر ساعت هشت صبح نان را به در خانه آنها تحویل می‌دهد و اغلب فکر می‌کنند او بیکار یا ناچار است. وقتی می‌بینند این دخترها کارمند یا دانشجو هستند اما دوست دارند زمان اضافه خود را صرف کار مفیدی کنند، دید آنها تغییر می‌کند.»

ارزش دوم این کار سلامتی است که نصیب خدمت‌گیرندگان بقچه می‌شود. دغدغه ذهنی خرید هرروزه نان و بیرون آمدن از خانه و استفاده از اتومبیل تنها به همین دلیل می‌تواند تهدیدکننده سلامت باشد و بقچه تلاش می‌کند این دغدغه را از ذهن مشتریانش پاک کند. البته از مجموع این دو ارزش نتیجه‌ای به نام رفاه حاصل می‌شود. راحت‌تر شدن زندگی برای مشتری‌ای که دغدغه خرید نان را ندارد و دست‌اندرکاران و پیک‌هایی که درآمد جانبی برای گذران زندگی در سطح بهتری را دارند، سرفصلی به نام رفاه به وجود می‌آورد. ارزش دیگر کار بقچه از دید پدیدآورندگان این است که همه این ارزش‌ها بر بستر نوآوری به وجود می‌آیند؛ تلاش شده زمان و انرژی صرف‌شده برای انجام این فرآیند بهینه‌سازی شود. هرچند اکنون بقچه از طریق تلفن هم سفارش می‌گیرد اما تلاش بر این است که در آینده تمام سفارشات روی سایت و اپلیکیشن انجام بگیرد و پرداخت هم که اکنون در زمان تحویل صورت می‌گیرد هنگام خرید انجام شود.

نان پاک

هدف بقچه این است که زندگی را دست‌کم برای بخشی از مردم راحت‌تر کند و تیم بقچه با این رویکرد کار خود را شروع کرده که بتواند کار مفیدی را آغاز کند و ادامه دهد. رویکرد این تیم و جوانانی که در این کار دست دارند این است که تا جایی که امکان دارد به بهبود کیفیت زندگی کمک کنند. هزینه تحویل نان ۲۵۰۰ تومان تعیین شده اما اگر شما دو نوع نان یعنی هم سنگک و هم بربری سفارش بدهید، صرف نظر از تعداد، باید ۴۵۰۰ تومان بپردازید چرا که پیک باید دو بار به نانوایی برود. الگوی خرید نان می‌تواند برنامه‌ریزی شود؛ مثلاً هر روز یا در روزهای خاصی سر ساعت مشخصی، نوع نان مورد نظر خود را دریافت کنید. گروهی از مشتریان بقچه شرکت‌هایی هستند که طبق این الگو نان سفارش می‌دهند و دریافت می‌کنند.
صحبت‌هایمان با علیرضا اسکندری که تمام شد از او خواستیم برای عکاسی در یک نانوایی هماهنگی‌ لازم را انجام دهد. بقچه در مناطق مرکزی شهر در خیابان بهار واقع شده؛ جایی که بورس لوازم نوزاد و کودک به شمار می‌آید. نانوایی مورد نظر فاصله زیادی با دفتر بقچه ندارد اما کار عکاسی با علیرضا اصلاً آسان نیست! یک نان را به دست می‌گیرد و عکاس ناچار می‌شود یک فریم را چندبار تکرار کند تا عکس مناسب برداشته شود. در انتها وقتی نان را به نانوا برمی‌گرداند یک بار دیگر به حرف‌های خود علیرضا در مورد اهمیت پاک بودن نان پی می‌بریم. خانمی که در صف نان منتظر مانده و فکر می‌کند باید همان نانی را بگیرد که برای عکاسی استفاده کرده‌ایم، معترضانه می‌گوید:«این آقا ۲۰ دقیقه این نان را به دست گرفته بود، من این نان را نمی‌خواهم!» خنده علیرضا نشان می‌دهد حتی همین اعتراض هم مهری است بر یک انتخاب درست.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *