کلپچ

چند کلیک تا کله‌پاچه

با یک تیر دو نشان زدم: هم هجرانش را به وصال وادار کردم و شکمی از عزا درآوردم و هم شیوه‌اش را محکی، هر چند کوچک زدم. البته وادار کردن هم طریقت خودش را می‌طلبد در سرمای این روزهای تهران که نفس کز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک و چو دیوار ایستد در پیش چشمانت، ترجیحا بیرون نرفتن از فضای خانه در این آلودگی زیبایی‌کُش و آدم‌کُشِ این شهر کثیف، دلپذیرتر است.
قبل از این اگر می‌خواستم کله‌پاچه بخورم نه‌تنها مجبور بودم خودم را برای بیرون رفتن از خانه در این هوای بس ناجوانمردانه سرد راضی به شال و کلاه کردن کنم، بلکه باید مخ دوستان پایه‌‌ کله‌پاچه‌خورم را هم مثل نانی در آبگوشت ترید می‌کردم یا در اصطلاح امروزی‌تر، مخ‌شان را می‌زدم تا با هم به یک کله‌پزی برویم. و اساسا به قول خیام، چون می خوردن و شاد بودن آیین ماست، خوردن این غذا در بیرون از فضای خانه حضور دوستان را می‌طلبد تا دل‌انگیزتر شود. این بار اما ناز یار کشیدن طریقی دیگر داشت؛ طریقی دیگر جز به کوی یار رفتن! «لحظه دیدار نزدیک است باز می‌لرزد دلم، دستم» البته این بار نه از شوق دیدار یار، از گرسنگی! راس ساعت، سفارشی که شب قبلش از سایت کلپچ به صورت برخط داده بودم (طریقی دیگر)، رسید: یک زبان + یک بناگوش + آب گوشت با آب قلم. من بودم و کله‌پاچه و خلوتی و عشقی و صفایی و لذت خوردن یک کله‌پاچه داغ در زمستانی سرد.

کلپچ دات کام

زمینه‌کاری: سفارش آنلاین صبحانه
مدیرعامل: محمدرضا موذن
نیروی انسانی: ۶ نفر
سال تاسیس: ۱۳۹۱

برای گفت‌وگو به دفتر پیوست آمد. زیاد به غذای کله‌پاچه علاقه‌ای ندارد و از اولین دانش‌آموخته‌های رشته مهندسی فناوری اطلاعات در دانشگاه امیرکبیر است و سابقه کاری‌اش در حوزه فناوری اطلاعات کم نیست: از برنامه‌نویسی و تدریس ICDL در آموزشگاه‌های رایانه و کار کردن در یکی از شرکت‌های زیرمجموعه فناپ گرفته تا راه‌اندازی وب‌سایت‌هایی مثل: چی بپزم، سیب‌نگار، وب‌خبر (که البته عملا به سرانجامی جز کسب تجربه نرسید) و مادر بانو که مدیریت آن را همسرش بر عهده دارد. اما در کسب و کاری که حتی ذره‌ای به کله‌پزی شباهت داشته ‌باشد، هیچ پیش‌زمینه‌ای در او یافت نکردم. زمستان ۹۱ و هنگامی که در شرکتی از زیرمجموعه‌های فناپ کار می‌کرد، این ایده به ذهنش خورد:«یک روز در شرکت که غذا از بیرون سفارش داده بودیم و در حال خوردن آن بودیم یکی از دوستان گفت: خیلی خوب می‌شد اگر کله‌پاچه را هم می‌شد سفارش داد که به محل کار بیاورند تا بتوان بعضی روزها صبحانه‌ را هم در شرکت خورد. همان‌جا ایده آنلاین سفارش کله‌پاچه به سرم خورد. اسم کلپچ از قبل در ذهنم بود. از بچه‌ها پرسیدم تا به حال این اسم به گوش‌تان خورده‌ است و آیا شما هم به کله‌پاچه، کلپچ می‌گویید؟ که همان‌جا بچه‌ها گفتند بله شنیده‌ایم و بعضا استفاده می‌کنیم. بلافاصله و همان‌جا دامین‌های .com و .ir کلپچ را چک کردم و وقتی دیدم دامینش در دسترس است بدون تعلل ثبتش کردم و گفتم: نهایتش اگر نخواستم بعدا می‌فروشمش. از همان روز فرآیند این کار را در ذهنم مرور کردم و شروع کردم به بررسی مشکلات و موانعش.»

یکی از مزایای کار صبحانه این است که زمان صبح پیک‌ها آزاد است و در این ساعت‌ها پیک‌های کبابی‌ها و پیتزایی‌ها بیکار هستند.

سایت ساده و کاربردوست کلپچ نشان می‌دهد صاحبان این ایده، جنس کسب و کار خود را خوب می‌شناسند و نگرش‌ مدیر این سایت را نسبت به کسب‌و‌کارهایی مثل کلپچ، که دسترسی به جامعه هدف‌شان آسان نیست، این‌گونه تشریح می‌کند:«مشکلی که در بیشتر استارت‌آپ‌ها وجود دارد این است که موضوعی که مبنای کار قرار می‌گیرد برای رسانه‌ها جذاب نیست و این باعث می‌شود صاحبان این ایده‌های نو ظهور، نتوانند وب‌سایت و کار خود را از طریق رسانه‌ها، به مردم معرفی کنند. بعدها به این نتیجه رسیدم که اگر موضوع کار، خودش آن‌قدر کشش داشته باشد که به خودی خود رسانه‌ها را به سمت خود جذب کند، می‌توانیم شروع خوبی داشته ‌باشیم و در واقع بخش تبلیغات کار را که می‌تواند بسیار پرهزینه و دشوار باشد، با کمترین هزینه و بیشترین اثربخشی به پیش ببریم.» از نظر او کلپچ در این حوزه بسیار موفق بوده است. البته وقتی سری به سایت kalapch.com می‌زنیم، در بخش اخبار، این موفقیت را تا حدودی مشاهده می‌کنیم: کاربران بسیاری که در نظرهای خود طریقه آشنایی‌شان را برنامه «ویتامین ث» شبکه سه صدا و سیما ذکر کرده‌اند. معرفی کلپچ در برنامه پربیننده و پرطرفدار «ویتامین ث»، با اجرای علی ضیا، مجری پرگوی این روزهای نه‌چندان پرفروغ صدا و سیما، صحه‌ای بر انتخاب ایده کلپچ است:«برخی دوستان به من می‌گویند: چطور به تلویزیون راه پیدا کردی؟ آیا آشنا داری؟ و من در پاسخ می‌گویم من هیچ آشنایی نداشتم و ندارم. ‌چه بسا سایت‌هایی با ایده‌های بسیار خوب وجود داشته باشند و اساسا کار مردم را هم بهتر راه بیندازند ولی چون عجیب و غریب نیستند،‌ رسانه‌ها رغبت زیادی به آنها نشان نمی‌دهند.»
سفارش کله‌پاچه آنلاین ایده‌ای سهل و در عین حال ممتنع است. یعنی اینکه بیرون بردن غذا ایده دور از ذهنی نیست، اما ممتنع است از نظر اجرایی کردن این ایده. به این معنی که کله‌پاچه خود کالای بسیار دشواری است چه به لحاظ حمل کردن و چه از لحاظ سرد شدنش در میانه راه، همچنین کیفیتش هم برای مشتری بسیار حائز اهمیت است.
محمدرضا موذن، صاحب ایده سفارش آنلاین کله‌پاچه و البته عدسی و حلیم، پرده از چگونگی انجام این ایده‌ به تعبیر من سهل و ممتنع برمی‌دارد:«یکی از مشکلات آغاز این کار بحث تهیه خود کله‌پاچه بود. با توجه به اینکه هیچ تجربه‌ای در پختن و اداره کردن یک کله‌پزی نداشتیم، از همان ابتدا تصمیم بر این شد که اصلا وارد بحث پخت و پز نشویم. در میانه این کار مشاوره‌های برخی از دوستانی که کلپچ‌خور حرفه‌ای بودند برایم خیلی جالب بود. مشاوره‌هایی مثل اینکه کله گوسفند چند نوع است و کدام خوشمزه‌تر است و اینکه شیوه‌های طبخ غذا روی مزه غذا بسیار موثر است و از همین حیث کله‌پزی‌ها از هم متمایز می‌شوند. پس از مشاوره‌های بسیار گرفتن از کلپچ‌خورهای حرفه‌ای، در نهایت نتیجه این شد که برویم سراغ کله‌پاچه‌هایی که کیفیت غذاهای‌شان خوب است و مردم هم می‌شناسند. کله‌پزی‌های باکیفیت را پیدا کردیم و در سایت هم از آنها اسم آوردیم تا مشتریان بدانند کله‌پاچه از کجا تامین می‌شود و با آسودگی خاطر از کیفیتش، آن را از ما تهیه کنند. در واقع با یک تیر دو نشان زدیم. چون با در نظر گرفتن کله‌پزی‌های خوب در نقاط مختلف شهر، مشکل داغ رساندن غذا به مشتری را هم حل کردیم.»
فاصله ایده تا اجرا بسیار کم است: بهمن‌ماه ۹۱ استارت کار زده می‌شود و از اوایل عید سال ۹۲ کلپچ شروع می‌کند به گرفتن سفارش و عرضه محصول. هفته اول ۱۰ سفارش می‌گیرند و کار به صورت رسمی آغاز می‌شود. خودش می‌گوید رشد خوب و قابل قبولی داشته‌اند. در واقع یک خرده‌فروش هستند که کله‌پاچه را از کله‌پزی‌های مطرح می‌خرند و با ایجاد ارزش افزوده از طریق حمل، بسته‌بندی و به موقع رساندنش به دست مشتری در محل سکونت، ‌آن را دوباره به مردم می‌فروشند. دفعات اول به قیمت می‌خرند و تدریجا وقتی خریدشان بیشتر می‌شود جریان کار را برای کله‌پزی‌ها توضیح می‌دهند تا بتوانند بروند داخل مغازه و کارهای‌ بسته‌بندی غذا را انجام دهند و تخفیف هم بگیرند:«به صاحبان مغازه‌ها می‌گفتیم اگر به ما تخفیف خوب ندهید می‌رویم و از مغازه کناری غذای خود را تهیه می‌کنیم. تدریجا آنها با طرز کار سیستم ما آشنا شدند و با توجه به اینکه سابقه خریدهای ما را می‌دانستند و نمی‌خواستند مشتریان ما را هم از دست بدهند همکاری می‌کردند و تخفیف قائل می‌شدند.»

شاید توجه رسانه ای فعلا مهم‌ترین ارزش افزوده کلپچ باشد.

اپراتور کلپچ، قلب تپنده این کسب‌ و کار

قلب تپنده این استارت‌آپ را می‌توان در مدیریت زمان و مکان اپراتور کلپچ در سازماندهی پیک‌های موتوری‌اش دانست:«کلا سر وقت رساندن صبحانه به مشتری از ابتدا اولویت ما بود چون فرآیند مدیریت زمان برای پیک‌ها بسیار دقیق طراحی شده تا سر زمان تعیین‌شده غذا را از محل معین‌شده دریافت کنند و در زمان معینی قبل از اینکه غذا سرد شود آن را به دست مشتری برسانند.»
به نظر نمی‌رسد کسب و کارش را بخواهد به کل روی سایت کلپچ متمرکز کند و درباره توسعه این سیستم و ورود به کسب و کارهای مرتبط با کلپچ می‌گوید:«کلپچ یک سیستم تحویل غذاست که فقط کله‌پاچه می‌آورد،‌ حالا به فکر سیستم دلیوری‌ای هستیم که کارهای بیشتری انجام دهد.» موذن فکرش را شفاف‌تر و دقیق‌تر برای ما بیان می‌کند:«قرار است این مدل دلیوری، حرفه‌ای‌‌تر پیگیری و برای چند کار مشابه توسعه داده شود. می‌خواهیم سیستم پیکی راه‌اندازی کنیم که به طریقی به درد دیگر کسب و کارهای مشابه کار ما هم بخورد. مثلا یکی از ایده‌هایی که داریم این است که ارباب رجوع بتواند بسته‌اش را از طریق جی‌پی‌اس پیگیری کند و بداند بسته‌اش در هر لحظه کجاست و اینکه پیک‌های موتوری ما قابل ردیابی باشند. البته قبل از به وجود آوردن نیروی پیک خودمان و ایده‌هایی که گفتم، شعبه‌های کلپچ را در شهرهای کرج، شیراز، اصفهان و مشهد راه‌اندازی خواهیم کرد.»

از تفکر مهندسی تا تفکر مدیریتی

با اینکه مهندس آی‌تی است اما از همان ابتدا و از دیدن طرح سایت و ساده بودنش متوجه می‌شویم مبنای اصلی کارش، نگرش حرفه‌ای به خود کسب و کار است نه فقط فرآیندهای مهندسی آن. در واقع دیدگاهش بیشتر مدیریتی است تا مهندسی. در استارت‌آپ کلپچ کاملا مشهود است که آی‌تی یک ابزار است و بیشتر یک ذهن بازرگانی پشت این کار قرار دارد.
خودش ریشه این تفکر را این‌گونه توضیح می‌دهد:«اعضای هیات علمی دانشگاه ما، اساسا همان نرم‌افزاری‌ها بودند و می‌خواستند ما را کدنویس و نرم‌افزارنویس بار بیاورند‌ اما کسانی که سیلابس درسی را طراحی کرده بودند ما را به این سمت راهنمایی می‌کردند که نباید برنامه‌نویس شویم، باید کسانی شویم که فکرهای دیگری می‌کنیم و چند برنامه‌نویس کدهای فکر ما را بنویسند.»
استارت‌آپ کلپچ هنوز دو ماه تا یک‌ساله شدن فاصله دارد و مدیر این کسب و کار اینترنتی بازدهی اقتصادی آن را قابل قبول می‌داند:«به نظر من سوددهی این کار در ابعاد خودش خوب بوده و هزینه‌های خودش را توانسته سر به سر کند و کمی هم از آن بگذرد. به علاوه اینکه هزینه‌های ابتدایی راه‌اندازی یک کسب و کار، بسیار بیشتر از زمانی است که کار روی غلتک می‌افتد، در واقع باید سود اصلی را در بلندمدت در نظر گرفت که قطعا به مرور زمان بیشتر می‌شود.»

ارسال نظر به کارآفرین برتر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *