پونیشا

آزادراهی برای آزادکارها

باغ پرندگان نام خیابانی بود که ما را به محل قراری که فکر می‌کردیم مشابه محل‌ کار بسیاری از استارت‌آپ‌هایی است که تا به حال به آنها سر زده‌ایم، می‌رساند. اما مثل اینکه قرار بود این بار حیرت‌زده شویم؛ حیرت‌زده از اینکه واقعاً به خانه‌باغی می‌رویم تا صدای پرندگان مدام گوش‌هایمان را غرق در نوای دلنشین خود کنند و نظاره درختان و منظره سرسبز آن منطقه چشم‌هایمان را از زیبایی پرطراوت طبیعت سیراب کنند.

پونیشا
زمینه کاری: بستری برای اشتغال فریلنسرها
مدیرعامل: نیما نورمحمدی
نیروی انسانی: ۳ نفر
سال تاسیس: ۱۳۹۰

جذابیت استارت‌آپ این شماره پیوست صرف نظر از نوع کسب و کار، بیشتر در منش و سبک زندگی موسس آن نهفته است. این اولین باری است که بخش استارت‌آپ باشگاه مدیران پیوست مهمان روستایی در یکی از شهرهای شمالی کشور می‌شود؛ روستای «خاجان چاردانگ» در نزدیکی شهر رشت و در جاده‌ای که این شهر شمالی را به بندر انزلی ارتباط می‌دهد؛ مشاهده عینی مفهوم دورکاری در روستایی در نزدیکی رشت با کسب و کاری که بیش از ۶۳ هزار فریلنسر و تعداد قابل توجهی پروژه و کارفرما را به هم ارتباط داده است، از یک تصور معمولی بسیار فاصله داشت.
پس از ورود به کوچه‌ای که یک اتومبیل به زحمت از آن رد می‌شد و سایه‌بان آن درختان سر به فلک کشیده پرطراوت روستایی بود، کم‌کم متوجه شدیم این بار با فضای بسیار متفاوت‌تری نسبت به استارت‌آپ‌های گذشته‌ای که مهمان آنها بوده‌ایم، مواجه هستیم. استقبال موسس و مدیرعامل پونیشا مثل خودش ساده و صمیمانه بود. پوشش ساده‌ و راحتش کمی تعجب ما را بیشتر کرد. تعجب از این بابت که کم‌کم داشتیم به این نتیجه می‌رسیدیم که فضای کسب و کاری که در این استارت‌آپ می‌خواهیم با آن مواجه شویم بسیار متفاوت‌تر از آن چیزی است که همیشه با آن رو‌به‌رو بودیم. پیچیدن بارنی و نورا به دست و پایمان باز بر این حیرت افزود؛ سگ‌های دوست‌داشتنی‌ای که کم‌کم به حضور ما عادت کردند و به قولی با ما دوست شدند.
پس از اینکه نیما توضیحاتی در خصوص مهاجرت به روستای خاجان چاردانگ داد، ابتدا تصورمان این بود که می‌خواهیم در منزل او درباره استارت‌آپ پونیشا صحبت کنیم اما خیلی سریع این تصور نقش بر آب شد. در واقع منزل نیما نورمحمدی به گونه‌ای محل کار استارت‌آپ پونیشا نیز محسوب می‌شود و نیما و همسرش همه کارهای مربوط به پونیشا را از منزل باصفایشان در روستای «خاجان چاردانگ» در نزدیکی شهر رشت مدیریت و هدایت می‌کنند. روشنک علی‌طلب همسر نیما نورمحمدی است که فعالیت‌هایی را که به ارتباط مشتریان و کارفرمایان مربوط می‌شود، انجام می‌دهد.
هر چند دکل بلندی برای دریافت اینترنت پرسرعت در وسط حیاط بزرگ خانه نقلی نیما نصب شده بود و چهره این خانه‌باغ‌ را کمی در نظر ناخوشایند کرده بود اما اینکه نیما و همسرش در نقطه‌ای دور از پایتخت و در فضایی رویایی توانسته‌اند چنین فعالیتی آغاز کنند را می‌توان مدیون همین اینترنت دانست. بارنی و نورا مدام در حال شیطنت هستند و گاه و بی‌گاه نیز سری به گفت‌وگوی ما می‌زنند. ایوان خانه را برای گپ و گفت با نیما انتخاب می‌کنیم و صدای قورباغه‌هایی که در استخر نیمه‌ساخته پونیشا در گوش‌مان زمزمه می‌کنند، طراوت طبیعت یک روستا را بیشتر در نظرمان متجلی می‌سازد. جریان زندگی‌اش شنیدنی است؛ از زمانی که در ۱۹ سالگی از دانشگاه انصراف می‌دهد و سربازی‌اش را می‌خرد گرفته تا زمانی که در آژانس با ماشینش کار می‌کند و سرنوشت زندگی‌اش به طور کلی متحول می‌شود. نیما نورمحمدی متولد ۱۳۵۸ است و پیش از راه‌اندازی استارت‌آپ پونیشا در شب یلدا سال ۹۰، راه‌اندازی وب‌سایت آی‌هوم (ihome.ir) را هم در پیشینه فعالیت خود دارد. آی‌هوم وب‌سایتی است که نیما به همراه دوستانش در سال ۸۷ راه‌اندازی کرده و در آن مردم می‌توانند ملک مورد نظر خود را برای خرید، اجاره و رهن راحت‌تر و سریع‌تر پیدا کنند. اما اکنون نیما بیشتر تمرکزش را روی پونیشا گذاشته است.
در ۱۹ سالگی به خاطر خرید سربازی از رشته کامپیوتر در دانشگاه آزاد انصراف می‌دهد و مشغول کار در آژانس می‌شود و در کنار این کار به شدت به مطالعه زبان انگلیسی می‌پردازد:«‌ما از اول هم بچه درسخوان نبودیم و به محض اینکه اعلام شد سربازی قابل خرید است بلافاصله از تحصیل انصراف دادم و سربازی‌ام را خریدم و پس از آن ماشین پدرم را برداشتم و در آژانس شروع به کار کردم.» در حین صحبت با نیما بارنی و نورا هم دور و بر ما می‌پلکند و نیما گه‌گاهی مجبور می‌شود صدایشان کند تا کمتر شیطنت کنند. صدای پرندگان و قورباغه‌ها هم از بیرون حیاط رنگ دیگری به حال و هوای گفت‌وگوی ما می‌دهد.
بیانش در تعریف خاطرات کاری‌ بسیار سلیس و روان است و هر آن در گفته‌هایش می‌توان منتظر اتفاقی تازه و غیرمنتظره بود:«من که راننده آژانس نبودم، به خاطر همین نوبتم را دیر می‌دادند،‌ لایی در می‌کردند و مسیرهایی که هیچ‌ کس نمی‌رفت به من می‌دادند. یک بار نمی‌دانم چه شد که مشتری خارجی به من دادند. چون معمولاً مشتری خارجی به من نمی‌دادند و دفعاتی هم که این اتفاق می‌افتاد کاملاً غیرمعمول و شانسی بود. من با مشتری خوب رفتار می‌کردم ولی بقیه راننده‌ها وقتی یک مسافر خارجی می‌دیدند تلکه‌اش می‌کردند. ولی چون من آن زمان به صورت فشرده کلاس زبان می‌رفتم و علاقه‌ام این بود که با یک فرد خارجی انگلیسی صحبت کنم، یا پول نمی‌گرفتم یا همان کرایه مصوب را می‌گرفتم.»

پونیشا در یک قاب

نام پونیشا از ابتدای نام‌های پویا، نیما و شایان گرفته شده است؛ افرادی که قرار بود در راه‌اندازی پروژه‌ای پیش از پونیشا با یکدیگر به همکاری بپردازند. این وب‌سایت در پایان نیمه سوم فصل پاییز سال ۹۰ راه‌اندازی شده و تا الان بیش از ۶۳ هزار نفر فریلنسر در این وب‌سایت عضویت دارند و حدود ۵۰۰ پروژه در آن توسط کارفرمایان به ثبت رسیده است. در واقع پونیشا بستری برای برون‌سپاری پروژه‌هایی از جنس برنامه‌نویسی، طراحی، ترجمه و غیره است. البته به طور دقیق‌تر می‌توان گفت هر پروژه‌ای که به شکل برون‌سپاری و دورکاری قابل انجام باشد در گستره فعالیت‌های این وب‌سایت می‌گنجد. در بخشی از این وب‌سایت فریلنسرهای برتر معرفی می‌شوند. برای مثال بر اساس آخرین آمار ذکرشده در این وب‌سایت پردرآمدترین فریلنسر خردادماه ۹۴ برای سه پروژه مبلغ یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان درآمد کسب کرده است. همچنین از ابتدای راه‌اندازی پونیشا پردرآمدترین فریلنسر پونیشا از ابتدا تاکنون بیش از ۲۳ میلیون تومان برای ۴۱ پروژه دریافت کرده است. با توجه به اینکه ذکر شهر محل سکونت در ثبت‌نام فریلنسرها در وب‌سایت پونیشا اجباری نیست، آمار دقیقی از تعداد تهرانی‌ها و دیگر شهرها وجود ندارد اما به گفته مدیرعامل و موسس پونیشا بهترین فریلنسرهایی که در پونیشا کار می‌کنند، هیچ ‌یک تهران نیستند و معمولاً در شهرهای دیگر مثل تبریز، مشهد، اصفهان، ارومیه و غیره زندگی می‌کنند.

در این بین با آقای استوارت که اهل آفریقای جنوبی بود آشنا می‌شود و کم‌کم استوارت از او خوشش می‌آید و پس از اینکه او را راننده شخصی خود می‌کند کارهای بیشتری به وی می‌سپارد. به محض ثبت شرکت نسله در ایران در سال ۱۹۹۸ نیما وارد این مجموعه می‌شود. بسته‌بندی سرلاک فارسی را برای اولین بار برای این شرکت طراحی می‌کند و طی ۱۰ سالی که در شرکت نسله در حوزه بازاریابی و فروش فعالیت می‌کند به سمت مدیر برندینگ نائل می‌شود. نیما در شرکت نسله برای گذراندن دور‌ه‌های آموزشی جمعاً سه بار به کشور ترکیه، هفت ماه دوبی، یک ماه آفریقای جنوبی و دو ماه به سریلانکا سفر می‌کند:«نسله برای من بسیار خوب بود چون دائماً به کشورهای خارجی می‌رفتم و زبانم هم خیلی پیشرفت کرد.»
نیما تجربه‌اش در نسله را برای راه‌اندازی استارت‌آپ خود بسیار موثر می‌داند و باور دارد برای هر کسب و کاری مقوله کاهش هزینه‌ها بسیار حائز اهمیت است که او این موضوع را به خوبی در نسله فرا گرفته. حدود یک سال و نیم مدیر توسعه فروش منطقه‌ای نسله می‌شود و به همین خاطر در شهر رشت مستقر می‌شود و مدیریت فروش نسله را در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی،‌ زنجان، گیلان و بخشی از مازندران بر عهده می‌گیرد. وقتی از رشت به تهران بازمی‌گردد حال و هوای رشت او را رها نمی‌کند و مدام فکرش در این شهر سیر می‌کند و اولین جرقه‌های خروج از شهر تهران آن زمان در ذهنش می‌درخشد. یک سالی که رشت زندگی می‌کند به این جمع‌بندی می‌رسد که برای او رشت بهترین شهر ایران است. از همین رو روستای خاجان چاردانگ را انتخاب می‌کند که در عین حال که حال و هوای روستایی دارد به شهر نیز نزدیک است و حدود ۱۰ دقیقه تا رشت فاصله دارد.
وقتی از او می‌پرسم چه شد از نسله آمدی بیرون؟ خیلی سرضرب و صریح می‌گوید:«از نسله اخراجم کردند.» برای دو ثانیه سکوت حکمفرما می‌شود و به یکباره همه با هم قهقهه می‌زنیم. همین‌جا به این نتیجه رسیدم که نوشتن داستان زندگی نیما در کنار مفیدتر بودن می‌تواند بسیار جذاب‌تر از پرداختن صرف به داستان استارت‌آپش باشد.
آخرین مدیر نیما در نسله یک فرانسوی بود و او معتقد است زور می‌گفته ولی از طرفی نیما جرات نداشته از این شرکت نامدار بیرون بیاید:«آن موقع حقوق‌بگیر بودم و حقوق خوبی هم دریافت می‌کردم و برای آن برنامه‌ریزی داشتم و جرات نداشتم از شرکت بیرون بیایم. دلم می‌خواست ولی نمی‌توانستم.» در نهایت به این جمع‌بندی می‌رسد که کاری کند اخراج شود و مجبور به ترک شرکت شود:«هر کاری را که می‌گفتند انجام نمی‌دادم. می‌گفتند برو مسافرت، می‌گفتند فلان کار را انجام بده، انجام نمی‌دادم تا نهایتاً عذرم را خواستند.» یک سال از بیمه بیکاری‌اش استفاده می‌کند و بعد به کار می‌چسبد. اولین استارت‌آپ خود را با نام -آن زمان- آی‌هوم در سال ۸۷ راه‌اندازی می‌کند اما این برای او تازه اول ماجراست. سه سال طول می‌کشد این کسب و کار به نقطه سر به سری برسد و به خاطر آن دردسرهای زیادی متحمل می‌شود:«اولین تجربه من خیلی تجربه سختی بود، به هر دری می‌زدم به درآمد نمی‌رسیدم. کم‌کم داشتم بی‌خیال کار‌آفرینی می‌شدم و می‌خواستم به دنبال یک شغل بروم که به تدریج آی‌هوم به درآمد رسید.»‌ تجربیات بسیاری در راه‌اندازی اولین کسب و کار خود به دست می‌آورد و طرح‌های تجاری مختلفی را برای رسیدن آی‌هوم به درآمد امتحان می‌کند ولی نهایتاً به نتیجه‌ای که دلخواهش بود نمی‌رسد و به همین خاطر آرام آرام تصمیم می‌گیرد طرحی دیگر دراندازد.
طرح نو او در نهایت به پونیشا منجر می‌شود. اما داستان پونیشا برای نیما بسیار متفاوت آغاز می‌شود. حدود ۹ ماه در قالب یک تیم دونفره روی توسعه پونیشا کار می‌کند و پس از بالا آمدن سایت در ماه اول ۲۴ هزار تومان تراکنش مالی را تجربه می‌کند:«این برای من خیلی معنا داشت. چرا که در اولین کسب و کاری که خودم راه انداخته بودم تا سه سال هیچ پولی به دست نیاورده بودم ولی در پونیشا طی اولین ماه ۲۴ هزار تومان تراکنش مالی داشتیم.» پس از بازخوردی که نیما در ماه اول نمایش وب‌سایتش در اینترنت به دست می‌آورد، مصمم می‌شود این کسب و کار را با جدیت بیشتری پیش برد. کمتر از یک سال پونیشا به نقطه سر به سری می‌رسد و هزینه‌های خود را از درآمدش پوشش می‌دهد. پس از توسعه وب‌سایت و رسیدن پونیشا به سود، با توجه به اینکه سیستم کاری پونیشا به شکلی است که با مشتری ارتباط مستقیم ندارد، نیما تصمیم می‌گیرد از تهران خارج شود.
یکی از بدی‌های دورکاری را طولانی شدن زمان انجام پروژه‌ها می‌داند و به همین خاطر برای پروژه‌های مهم که امکان برون‌سپاری آنها را ندارد، در محیطی متمرکز با همکارانش جمع می‌شود:«برای تغییراتی که می‌خواستیم روی وب‌سایت پونیشا اعمال کنیم حدود سه ماه در آپارتمانی در انزلی مشغول به کار شدیم و پس از اتمام آن پروژه باز به خاجان چاردانگ بازگشتیم.» به نظر می‌رسد نیما نورمحمدی توانسته الگوی دورکاری به معنای واقعی را در خصوص استارت‌آپ پونیشا پیاده‌سازی کند و حال باید دید آیا می‌تواند این الگوی کاری را تا آینده‌ای نسبتاً بلندمدت ادامه دهد.
کم‌کم هوا رو به تاریکی می‌گذارد و خنک‌تر هم می‌شود. صداهایی که از پرندگان می‌شنویم با گذر به تاریکی جنس‌شان عوض می‌شود و در حالی که تعلقی احساسی به فضای گرم خانه‌باغ نیما پیدا کرده بودیم، ندای بازگشت به پایتخت ما را فرا می‌خواند.

منبع: ماهنامه پیوست

ارسال نظر به کارآفرین برتر

3 پاسخ
  1. مسعود احمدی says:

    من هنوزازکاربری پونیشا اطلاعی ندارم وخیلی دوست دارم درخصوص نحوه کاراین وب سایت بدانم اگرمیشود برایم توضیح دهیم

    پاسخ دادن
    • کاوش حسین تبار says:

      با سپاس از شما دوست گرامی،
      پونیشا سایت برون سپاری پروژه ها است. هزاران فریلنسر در پونیشا آماده کار برای شما هستند. فقط پروژه‌ای که می‌خواهید انجام شود را بصورت آنلاین ثبت کنید تا یکی از فریلنسرهای پونیشا آن را با حداقل هزینه برای شما انجام دهد.
      برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه نمایید:
      http://ponisha.ir/helphowitwork.php

      پاسخ دادن
  2. ابوذر روشن سروستانی says:

    داستان راه اندازی این مجموعه از این بابت مفیده که ما می فهمیم که برای راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی حتما نباید در یک شهر بزرگ و پر امکانات باشیم و در هر جا و با کمترین هزینه ولی گذاشتن وقت کافی می توان به آن رسید.فقط می خواستم بدونم برای راه اندازی این سایت آیا از مشاوره شخص خاصی هم استفاده کرده اند؟

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *