«وافل» ایده‌ای برای دور‌زدن معلولیت

شاید بشود گفت آدم‌ها از دو دسته خارج نیستند؛ آنهایی که در برابر کوه مشکلات، سر تسلیم فرود می‌آورند و آنهایی که با مشکلات می جنگند و به جای غصه خوردن، انرژی‌شان را صرف پیدا کردن راه‌حل می کنند. سعید ضروری، معلول جسمی و حرکتی را باید در دسته دوم قرار دارد که نه‌تنها در برابر محدودیت‌های حرکت با صندلی چرخدار، منفعل نشده، بلکه اتفاقا همین معلولیت موجب شده است که ایده‌های خلاقانه‌ای برای دور زدن ناهمواری‌ها در ذهنش جرقه بزند.
سعید، کارشناس ارشد زبان انگلیسی است و با عملی‌کردن ایده راه‌اندازی آموزشگاه مجازی زبان «وافل»، حالا به عنوان معلولی کارآفرین و موفق شناخته می‌شود که توانسته با جذب هزاران مشتری، فضای مجازی آموزش زبان را برای همه افراد معلول و غیر‌معلول مهیا کند. گفت‌وگو با این کارآفرین جوان را می‌خوانید.

چه شد که ایده راه‌اندازی یک آموزشگاه مجازی زبان خارجی  به ذهنت خطور کرد؟

سال ۸۵ بود که در رشته زبان و ادبیات انگلیسی پذیرفته‌شدم، اما هر بار که با کوه پله‌ها در محوطه دانشگاه مواجه می‌شدم و مجبور بودم به سختی از پله‌ها تردد کنم، به چهار سال آینده‌ام فکر می‌کردم؛ به اینکه در انتهای این مسیر تحصیلی، در نهایت چه شغلی می‌توانم داشته باشم. یک‌ترم دست‌وپنجه نرم‌کردن با پله‌ها و هر بار انتظار برای از راه رسیدن نیروی کمکی برای بالا‌رفتن از این کوه، باعث ‌شد بیشتر و بیشتر به فکر دور‌زدن این مانع بیفتم و به فکر راهی باشم که حداقل بعد از فارغ‌التحصیلی، پله‌ها مانع پیشرفتم نشود.
درگذشته بدون شرکت در هیچ آموزشگاه و کلاس زبانی توانسته بودم وارد این رشته دانشگاهی شوم، چون تقریبا هیچ آموزشگاه زبانی را پیدا نکردم که پله نداشته باشد. مجموع این تجربیات تلخ و شیرین باعث شد که با راه‌اندازی وبلاگی تلاش کنم تا مطالب مرتبط با رشته‌ام را در فضای مجازی منتشر کنم. این کار، هم برای خودم انگیزه‌ای برای مطالعه ایجاد می‌کرد و هم برای سایر دانشجویان مفید واقع شد. این ایده خام، مفید از آب درآمد و توانستم در کنار تولید محتوا، ارتباط خود با فضای مجازی را حفظ کرده و هرروز بیشتر از گذشته با این محیط آشنا شوم.
من هرروز در فضای مجازی فعال‌تر از گذشته می‌شدم و به همان نسبت در درس‌های دانشگاهی که در روزهای اول احساس ضعف می‌کردم موفق‌تر عمل ‌کردم. در ترم سوم دانشگاه از اعلامیه روی بورد دانشگاه متوجه شدم که با معدل بالای ۱۷به‌اصطلاح خودمان Top Student شده‌ام. تلاش برای دانشجوی برتر‌شدن حتی برای یک ترم موضوعی بود که به من اثبات می کرد می توانم بر ضعف‌هایم چیره شوم و فضای مجازی را به تسخیر خودم درآورم.

چرا تصمیم گرفتی یک وبلاگ ساده آموزشی را به یک آموزشگاه مجازی زبان خارجی تبدیل کنی؟

هزینه بالای رفت‌وآمد به دانشگاه، کابوس پله‌ها و آمار بازدید روزی ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از وبلاگ زبان من باعث شد بیشتر از همیشه روی داشتن آموزشگاهی مجازی تمرکز کنم. هیجان این موضوع باعث شده بود تا تحقیقات زیادی در این زمینه انجام دهم و با افراد زیادی مشورت کنم. متاسفانه همه راه‌ها به پرداخت هزینه‌های بالا ختم می‌شد که از عهده من خارج بود، طوری که به نظرم راه‌اندازی این آموزشگاه مجازی، سخت‌تر از بالا رفتن از کوه پله‌های دانشگاه شد، اما  تصویر روزهایی که به امید یادگیری زبان به آموزشگاه‌ها مراجعه می‌کردم و با انبوه پله‌ها مواجه می‌شدم، برایم به‌عنوان مهم‌ترین انگیزه برای یافتن راهی برای آموزش مجازی و داشتن درآمد از اینترنت بدل شد. این انگیزه هرروز در من بیشتر و بیشتر می‌شد.

چطور از این ایده خام به درآمدزایی رسیدی؟

با افزایش پهنای باند اینترنت به‌تدریج کار آموزش زبان را از طریق تولید محتوای رایگان در یاهو گروپ یکی از انجمن‌های افراد دارای معلولیت آغاز کردم که با استقبال این افراد مواجه شد. مطالب تهیه‌شده از طریق خبرنامه‌ای در روزهای مشخصی ارسال می‌شد و اعضا می‌توانستند آن را دانلود کنند. این موضوع هم انگیزه‌ام را برای کار بیشتر فراهم می‌کرد. باتجربه آموزش مجازی غیرمستقیم از طریق تولید محتوای آموزشی و ارسال دوره‌ای آن به اعضا که  تعدادشان به ۹۰۰ نفر می‌رسید و دریافت بازخوردهای مثبت آنان، تشویق شدم تا کار را به‌صورت متمرکزتر و از طریق ایجاد چت‌روم یاهو و آموزش مستقیم یک کتاب به اعضا آغاز کنم. اولین تجربه‌های آموزش به افراد دارای معلولیت از طریق چت روم به‌صورت صوتی برایم بسیار هیجان‌انگیز بود. پس از کسب این تجربه به‌تدریج تبلیغ برای یافتن شاگرد آنلاین باعث شد تا به درآمد محدود و بسیار کمی برسم که در نوع خود دلچسب و شیرین بود. این موضوع و پیدا شدن شاگردها از نقاط مختلف ایران و حتی ایرانی‌های مقیم کشورهای دیگر باعث شد تا نحوه راه‌اندازی وب‌سایت و ساخت قالب برای آموزشگاه مجازی‌ام را با پشتکار بیشتری پیگیری کنم و با سختی فراوان آن را یاد بگیریم. کار پرزحمت و پیچیده‌ای بود و افراد کمی وجود داشتند که بتوانند در آن زمان، یعنی در سال ۸۷، در این خصوص راهنمایی‌ام کنند.

این وسط، آموخته‌های دانشگاهی و بچه‌های دانشگاه، کمکی کردند؟

با تمام‌شدن چهار سال دوره کارشناسی در دانشگاه، همه‌چیز برای راه‌اندازی اولین وب‌سایتم فراهم بود. در این مدت چهار سال، وبلاگی پر از مطالب آموزشی برای دانشجویان زبان انگلیسی با آمار بازدید خوب محلی برای تبلیغ آموزشگاه مجازی‌ام، فراهم شده بود. با هدف کسب تجربه، مطالب زیادی را رایگان برای انجمن‌های معلولین و برای وبلاگ خودم ترجمه کردم و تجربه خوبی در رابطه با ترجمه به دست آوردم. در طول این سال‌ها با افراد مختلفی که به دلیل موانع شهری نمی‌توانستند به آموزشگاه‌های زبان مراجعه کنند صحبت کرده بودم. همکلاسی‌هایی که در طول چند سال تحصیلم در دانشگاه در جابه‌جایی‌ها کمکم کرده بودند هم در همین وب‌سایت من مشغول به کار شدند و حتی توانستم به همان همکلاسی که در اولین روز برای بالا رفتن از پله‌های دانشگاه به کمکم آمده بود، پیشنهاد همکاری بدهم، طوری که بعدها به مترجمی فعال با درآمد نسبتاً خوب تبدیل شد.

وافل را با چه سرمایه اولیه‌ای راه انداختی؟

برای این وب‌سایت بخش‌های متنوعی تدارک دیده شد تا با ارائه خدمات مختلف در حوزه زبان‌های خارجی، زمینه فعالیت افراد زیادی فراهم شود. وب‌سایت با مشکلات و سختی‌های زیادی، تنها با هزینه ۲۵ هزار تومان در اسفند ۸۹ با نام «وافِل» که در انگلیسی به معنای آموزشگاه مجازی زبان‌های خارجی است و در فارسی هم به معنای اعلی و بزرگ است، راه‌اندازی شد. در این وب‌سایت، خدمات ترجمه، آموزش آنلاین و آموزش از طریق پیامک، بخش‌های اصلی آن بودند و در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ به‌طور رسمی شروع به فعالیت کرد.
جامعه هدف در این وب‌سایت افراد دارای معلولیت و افراد غیرمعلول بودند. پس از یک سال به‌تدریج وب‌سایت مشتریان خودش را پیدا کرد و با افزایش تبلیغات و کیفیت ترجمه‌ها و آموزش آنلاین، افراد بیشتری جذب این وب‌سایت شدند و خدمات موردنیاز خود را دریافت می‌کردند.

از چه راهی وافل را به مشتریانت معرفی کردی؟

افراد دارای معلولیت و غیرمعلول از راه‌های مختلفی با خدمات این وب‌سایت آشنا می‌شدند و روزهای زیادی صرف بهبود گروه مترجمان، افزایش تبلیغات، مدیریت مترجم‌ها و مدرس‌ها شد که همین فعالیت‌ها درنهایت باعث شناخته شدن وب‌سایت شد. در گام دوم تلاش زیادی برای یافتن مترجم‌های دارای معلولیت انجام شد تا زمینه اشتغال این افراد فراهم شود. هدفی که تا امروز با جدیت زیادی دنبال شده است تا افراد دارای معلولیتی که در برابر پله‌ها و موانع متعدد شهری و اجتماعی  متوقف ‌شده‌اند، راهی برای امرارمعاش و استفاده از تخصص خود بیابند.

پس به نوعی این وب‌سایت توانسته برای افراد دارای معلولیت هم شغل ایجاد کند؟

بله، همچنین معلولانی که امکان مراجعه به آموزشگاه‌های زبان را ندارند نیز از این طریق و با هزینه‌ای کم از مزایای یادگیری زبان انگلیسی در این سایت استفاده می‌کنند. همچنان خوشحال هستم که برای معلولانی که می‌خواهند و انگیزه کافی دارند راهی وجود دارد که با هزینه بسیار کم، تحولی در زندگی خود ایجاد کنند.
برعکس برخی صاحبان مشاغل، زمانی که صورت‌حساب پرداخت از طریق پست الکترونیک از طرف همکارانم دریافت می‌شود، هیجان‌زده می‌شوم و باافتخار تمام در کوتاه‌ترین زمان ممکن پرداخت به همکارانم را انجام می‌دهم. این وب‌سایت از سال ۹۰ تا به امروز توانسته ‌هزینه زندگی ماجراجویانه‌ام را تامین کند و توانسته‌ام به‌عنوان ماجراجوی دارای معلولیت، فعالیت‌های پرهیجانی را باوجود معلولیت جسمی-حرکتی شدید تجربه کنم.

مثلا چه ماجراجویی‌هایی؟

سقوط آزاد از هواپیما از ارتفاع ۴۰۰۰ متری، غواصی، پرواز با انواع پرنده‌های فوق سبک، اسکی، سوئینگ و… که در سایه سال‌ها برنامه‌ریزی و مقدمه‌چینی برای خود‌اشتغالی‌ام به‌دست آمده‌اند، بخشی از این ماجراجویی‌هاست. در حال حاضر این وب‌سایت با ارائه خدمات ترجمه غیر رسمی (شش زبان) به شرکت‌ها و افراد مختلف، زمینه درآمد برای پنج فرد دارای معلولیت، ۱۰ مترجم غیر معلول و ۲۰ مترجم که به‌صورت شناور در زمان  افزایش سفارش کار را فراهم کرده است.

قدم بعدی‌ات برای توسعه این آموزشگاه مجازی چیست؟ در نهایت، وافل به کجا می‌رسد؟

هدف من رساندن این افراد به ۵۰ نفر است و طرح‌های توسعه‌ای برای دریافت سفارش کار بیشتر را در دست اقدام دارم. هم‌اکنون هم در حال برنامه‌ریزی برای آموزش مترجم‌های دارای معلولیتی هستم که از نظر سطح کاری توانایی لازم برای گرفتن کار ندارند و نیاز دارند تا مهارت ترجمه آنها افزایش پیدا کند.

فکر می کنی چطور می‌شود از فرصت فضای مجازی برای راه‌انداختن کسب‌و‌کاری سودآور و مفید استفاده کرد؟

معتقدم فضای مجازی پتانسیل‌های ناشناخته‌ای دارد که می‌تواند کسب‌و‌کارهای جدیدی را ایجاد کند، اما نیاز به بسترهای فنی زیادی دارد. متاسفانه اتفاق نا‌خوشایندی که در کسب‌و‌کارهای کوچک رخ می‌دهد این است که افراد، وام می‌گیرند، اما مهارت لازم برای اداره یک کسب‌و‌کار را ندارند و معمولا پس از گذشت مدتی به دلیل عدم مدیریت سرمایه‌های اندکی که در اختیار دارند، شکست می‌خورند. سرمایه اصلی من نیروهایی بودند که با انگیزه بالا و رعایت اخلاق در کار حرفه‌ای، زمینه لازم برای ارائه خدمات با کیفیت را ارائه کردند. در حال حاضر با دور هم جمع کردن وب‌مسترهای دارای معلولیت، به دنبال برسی طرح‌های کارآفرینی در حوزه فضای مجازی هستم تا افراد بیشتری از جامعه معلولان، اشتغال پایداری در این طرح‌ها داشته باشند.

منبع: شنبه اولین هفته نامه اختصاصی استارت آپ ها

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

ما دوست داریم شما هم در این بحث شرکت کنید.

در صورت تمایل مشارکت کنید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *